14 مهر 1393  7 اکتبر  2014

غرب به سرکردگی آمریکا و متحدین عربش و با عامل اجرائی به نام ترکیه در ظاهر برای مبارزه با داعش نقشه ای فریبنده و چند منظوره کشیدند که در ابتدا بسیاری را سر در گم کرد  . در پس جنجال مبارزه با متحد خود  داعش ، حمایت واقعی آشکار و پنهان از این گروه و نابودی بیشتر عراق و سوریه و غیره نهفته است .در عمل کار غرب و دولتهای عرب همدستش به جائی کشیده که متحدی بهتر از داعش پیدا نمیکنند .
آمریکا و متحدینش  به خیال خود با یک گلوله چند نشان میزنند . از طرفی به افکار عمومی کشورهای خود و منطقه اینطور جلوه میدهند که ما تروریست ها را پشتیبانی نمیکنیم بلکه با آنها مبارزه هم میکنیم ، اما در عمل هیچ اقدامی اثر گذاری علیه داعش به عمل نمیآورند . این تنها یک نمونه است : داعش با تانک و توپخانه از شرق به شهر کوبانی سوریه  حمله کرده و در صدد تصرف آنست آنوقت هواپیمای جنگی آمریکا چند بمب در بیابانهای غرب کوبانی رها کردند  . یعنی نیروی هوائی آمریکا نمیتواند توپخانه داعش در یک صحرای بدون استتار را هدف قرار دهد ؟
روزنامه واشنگتن پست  تیتر زده که  :

واشنگتن پست:آمریکا درمبارزه با داعش شکست خورد

شکست نخورد چون نه شکست داعش بلکه کمک به داعش هدف واقعی طراحان این اتحاد بوده . این ها را رذالت ، حقه بازی ،  چشم بندی اطاق های فکر  ، مهندسی افکار عمومی و یا هر چه بنامیم از درماندگی غرب و اعراب حکایت دارد . نشانه گیری دیگر اینکه به بهانه مبارزه با داعش غرب و اعراب همدستش  تجاوز مستقیم نظامی به سوریه را هم باب کردند .   نه اجازه دولت سوریه ، نه مجور سازمان ملل خودشان و نه هیچ چی . غرب و دولتهای عربی مکافات این اعمال خود را خواهند دید و این رفتارهای خود سرانه نه نشانه قدرت بلکه نشانه حتمی بودن  زوال آنهاست .


رشید دمهری

اخبار داعش در این سایت   http://www.daesh.ir/

 سخنان بایدن در دانشگاه هاروارد

سقوط کوبانی جزء نگرانی‌های کاخ سفید نیست

تبانی آمریکا با کشورهای منطقه در مبارزه با داعش

دفاع گزینشی سازمان ملل از حقوق بشر در اوکراین و سوریه


+ نوشته شده توسط رشید دمهری در دوشنبه چهاردهم مهر 1393 و ساعت 10:26 |
این نوشته ایست که 3 سال پیش در وبلاگ جام جهان نما ثبت کردم و
لازم دیدم در رابطه با نوشته های اخیر این وبلاگ در اینجا هم کپی کنم .
اصل نوشته      http://iran-asha.blogfa.com/post-127.aspx 

 

 

 
  هرچه باشیم    گلهای یک گلستانیم
 
یکشنبه  4   دی   1390       25 دسامبر  2011

 
 به ویژه  در سالهای اخیر بر سر اینکه ما آریائی هستیم یا ترکیبی گونه گون ؟  ایرانی اصیل کیست و که نیست ؟  کدام اندیشه سیاسی یا دینی برحق است  یا ناحق ؟   و بسیاری از اینگونه  اختلاف ها ، جدل و کشمکش  به تندی گرائیده  .  برخی از هم میهنان ما رنج میبرند و یا بر خود ننگ میدانند که در ایران به زبان ترکی و ترکمنی  و عربی هم گفتگو میکنند یا مردمانی از نژاد عرب و مغول و غیره هم در ترکیب خود داریم  . اینها را وصله نچسب و یا به نوعی ستون پنجم دشمنان ایران میدانند که خود و اعوان و انصارشان ضعف و تباهی برای ایرانیان به گفته آنان اصیل به بار آورده اند .  بیگانگانی هم که طمع به ایران دارند از این گونه اندیشه های نه همگانی ما نهایت استفاده را میبرند و در تدارکند تا شاید سرزمین ایران را باز هم کوچکتر کنند یا اگر شد به کل آنرا با دست خودمان از هم بپاشند . ما نمیتوانیم ضعف و کج اندیشی خود را با بیان نفرت مبالغه آمیز و شعار علیه بیگانگان ، پنهان کنیم  . اگر به جوهر و پس و پیش رویداد های ایران نگاه کنیم میشود دید که ما ایرانیان از اسکندر و اعراب و غرب و شرق و شمال و جنوب به واقع شکست نخورده ایم  .  ما از خودمان شکست خورده ایم  .  ما بیگانگان را تشویق کرده ایم و راه و چاه را نشانشان داده ایم و شرایط داخلی کشور را برای آنان آماده کرده ایم  . همه این خود زنی و خود ستیزی ها یکی از محصولات سیکل یا چرخه برگشت تمدن ایرانی است که البته پایانی دارد . ولی این روحیه منفی هیچگاه تمامن چیره نشده ، هیچگاه پاک باخته نشدیم . روان سالم و خرد نهادینه شده در این ملت همواره زنده و پایدار بوده و اگر چه پاره هائی از این سرزمین و فرهنگش را از دست داده  ولی بنیان و مایه اصلی آنرا پاسداری کرده .


 برمیگردم به آن تفاوت ها  یا به گفته برخی تناقض ها  که اگر ملت  ایران نتواند به درستی بر آن اندیشه کند  ، عوض بهره مندی از خیر ذاتی  تنوع  و گونه گونی مردمانش ، زهر کج اندیشی خود را باز هم خواهد چشید .
از جغرافیای ایران شروع میکنم . ما از همه گونه آب و هوائی که هر یک ویژه مناطقی از کره زمین است یک جا و در یک کشورنه چندان بزرگ همچون کلکسیونی بهره مندیم . این کم نعمتیست ؟ بی همتا نیست ؟

 به کلکسیونی دیگر نگاه کنیم :

بنا به گفته پژوهش گران از صدها هزار سال پیش در ایران مردمانی زندگی کرده اند که آنها را بومیان ایران مینامند . بعدها مهاجرانی دیگر که آنها را آریائی میخوانند هم به این سرزمین وارد شدند که درست تر است بگویم ایران را با زور و جنگ تصرف کردند و در نهایت با قدیمی ترها سازش کرده و ترکیب شدند و هنر و توانائی خود را در خدمت آباد کردن این سرزمین قرار دادند . بعد ها عرب و مغول و اروپائی هم به این سرزمین هجوم آوردند و تلاش کردند ایران را از آن خود کنند  که نشد و حتا وارونه شد و ایرانیان آنها را آن خود کردند . سوای اینکه هر کدام چه خیر و شری برای ایران داشته اند نتیجه این شده که حالا ترکیبی چند نژادی و زبانی  و قومی  شده ایم شبیه همان آب و هوای متنوع و از همه رنگ ایران . و این تنوع ها هم نه ضعف بلکه قوت ، زیبائی و بزرگی این ملت را میرساند .

مقایسه هائی  تا واقع بینانه ترهستی کنونی ایران را دریابیم :
 
 آهن ، مس ، روی و سرب و غیره هر کدام خواص منحصر به فرد خود را دارند ولی ترکیب ویژه و استادانه اینها آلیاژی را به وجود میآورد که بسیار کاراتر و مقاوم تر از تک تک آنهاست .

داروخانه ای که تنها یک نوع دارو دارد بهتر میتواند با ناخوشی ها مقابله کند یا آنکه انواعش را در گنجینه خود دارد ؟

در یک خوراک خوب انواع موادی به کار میرود که هر یک به نوبه خود مجموعه غذا را خوش خوراک و مفید و معتدل میسازند .  ما زرد چوبه را به تنهائی نمیتوانیم مصرف کنیم ولی در ترکیب شوربا هم خودش و خواصش به بدن میرسد و هم بقیه اجزای خوراک را  خوش گوار میکند .
ترکیب مناسب و متنوع ، کل فرآورده را بهتر میکند هر چند که اجزایش نوعی ناسازگاری با هم داشته باشند که این اختلاف هم نه بد بلکه اگر به اندازه باشد خوب و سازنده است .

 در واقع ایرانیان آن بخش از انواع نژادها و ملل را، به همراه گویش ها و فرهنگ هایشان  ، که شایستگی ،  وفاداری  ، و قدر دانی خود  به این سر زمین و فرهنگش  نشان داده اند  ، هم پذیرا شده اند واینها نشان از ظرفیت بالای هسته اصلی این ملت و فرهنگ جهان بین و جهان گرایش دارد . واین تنوع نژادی و زبانی و دینی و سیاسی و عقیدتی که در نگاه اول و سطحی منفی مینماید درست برگ برنده ما و همان آلیاژی هست که توش و توان بیشتری برای حفظ این سرزمین به ارمغان آورده .

 

اگر با واقع گرا ئی  به همه  رنگارنگی قومی ، زبانی ،  دینی ، مذهبی ، سیاسی ، اندیشه ای و هرچه و هر چه که در زندگی ایرانیان هست نگاه کنیم گلستانی را میبینیم با گل های رنگارنگ  ، که هر کدام زیبائی و کارائی ویژه خود را دارد .  و از چنین گلستانی است که نه تنها همه ایرانیان بلکه جهانیان هم میتوانند بهره مند شوند .

البته اینکه خلق و خوی کل دنیا و آدمیزادش که حاصل خوب و بد تمدن کنونی  است راه ستیز و کینه و جنگ و احیای اندیشه های فرقه ای و به ظاهر مذهبی و غیر مذهبی و چپ و راست  ویرانگری در پیش گرفته حکایت دیگریست که به اشاره در نوشته های قبلی این وبلاگ آمده  و در فرصت بعدی و نوشته های جداگانه شرح حال بیشترش در میان گذاشته میشود .

 با وجود همه اینها باور من  بر اساس دریافتم از فرهنگ و تمدن ایران اینستکه ملت ایران این قابلیت را دارد که در جهان پر آشوب امروز و آینده هم کمترین صدمه را ببیند و هم  راه آبادانی  با دوام با پیروی از برتری طبیعت ،  پیش روی آیندگان قرار دهد . اینگونه نیست که اگر یک تمدنی از اوج  خود  سراشیب میشود  دیگران هم درست همان راه  را بروند .  پس رفت تمدن ایرانی از از اواسط ساسانیان تا به حال همزمان است با پیشرفت نسبی اعراب و مغول و عثمانی و آخر سر غرب و شرق . اگر بنا باشد تمدن غرب فرو کش کند آیا ممکن نیست با آغاز شکوفائی مجدد تمدن ایرانی جبران شود ؟ اگر تمدن و تکامل جامعه بشری میراثی است که بنا به شایستگی مردم زمانه دست به دست میشود آیا ایران مصالح بنیادی پاکیزه کردن خود و کمک به باز سازی مجدد جهان را ندارد ؟

رشید دمهری

 

 
+ نوشته شده توسط رشید دمهری در جمعه یازدهم مهر 1393 و ساعت 12:57 |
 جمعه  28  شهریور  1393

 در ارتباط با این موضوع بهتر است اول نوشه قبلی  مطالعه شود

 فروپاشی ملتها و کشورهای ساختگی

نوبت پرچم داری تکامل جامعه بشری از سه چهار قرن پیش به تدریج بدست غرب افتاد . از همه دستاوردهای تمدن های گذشته بهره گرفتند و مطابق سلیقه و منافع خود تکامل دادند و از هر حیث به برتری چشمگیری رسیدند . برای تمرکز ثروت ابتدا به یاری سلاح های پیشرفته خود شروع کردند به تصرف سرزمینها و غارت و بهره کشی مستقیم تقریبآ همه دنیا . در مرحله بعد با ارائه کالاها و خدمات و علم و صنعت خود برتری و بهره کشی را با روشی نو تثبیت کردند .در نهایت انگلستان با پیروزی بر سایر هم قطاران خود مثل اسپانیا و پرتقال یک امپراطوری به وجود آورد که هنوز هم ادامه دارد منتها پنهان و با ظاهری به روز شده با چاشنی دموکراسی مدل خودشان . 
ناگفته نماند یک فرق مهمی است بین امپراطوری غرب و امپراطوری هائی که مغول ها و یا اعراب به پا کردند . میتوان گفت اینها فقط چپاول کردند و کشتند و بردند ، ولی غرب دستاوردهای علمی و فنی بزرگی داشت که به بشر عرضه کند و از این حیث  خدمت کردند که ارج و احترامشان به جای خود  .
 به هر حال انگلستان با همکاری رفقا و رقبای خود مثل فرانسه ، روسیه ، اسپانیا و غیره شروع کردند به تقسیم دنیا بین خود که البته سهم شیر مال انگلیسیها بود . هر طور هم خواستند و زورشان رسید حد و مرز کشورها و ملتها و اقوام را دستکاری کردند و انواع و اقسام خط و خطوط کشیدند و از خودشان کشور ها و ملت های جعلی ساختند . انگلستان که از همه حریص تر بود و هست به غریبه ها اکتفا نکرد ، خودیها مثل پادشاهی اسکاتلند را هم سه قرن پیش جذب خودش کرد تا یک جوری از آنها هم بهره کشی کند  . بیخود نیست که دولت و رسانه های سخن پراکنی انگلیس به ویژه در چندماه اخیر با ترساندن و تهدید و وعده های سرخرمن  مردم اسکاتلند را بمباران و مهندسی میکردند تا مبادا به استقلال رآی دهند .
باز هم ناگفته نماند که مردم دنیا هم به نوبه خود برای بهره برداری از کالاها و دستاورد های علمی و صنعتی که غرب ارائه میداد و میدهد تا اندازه ای خوششان میآمد و هنوز میآید که یک جوری با غرب شریک یا قاطی شوند . پس این غربزدگی یا شیفتگی عمومی مردمان دنیا دلیل واقعی دارد  .
اما حالا دوران سلطه غرب که به نوعی جهانی شده  به سر آمده ، به هر جا نگاه بیاندازیم آثار آنرا میبینیم . اقتصادی که تازه وارد رکود شده ، کسر بودجه های هنگفت و مزمن ، تولید مازاد و نداشتن بازار مصرف کافی ،
کاهش اولیه قیمتها که بانکهای مرکزی
با هزار ترفند در صدد جلوگیری از شدت یافتن آن هستند ، پناه بردن به پول کاغذی بی پشتوانه ، به صفر رساندن نرخ بهره بانکی و الا آخر .
این تنگناها و خطرات مهلکی که
در پی دارد غرب را به چاره جوئی وا داشته .

راهکار کنونی غرب اینست که با تجاوز به کشورهائی که نفوذ چندانی در آن ندارند بازارها و منابع تازه بدست آورند .
سر جنگ داشتن با اروپای شرقی ، ایران ، سوریه ، عراق و افغانستان و غیره راه فراریست خیالی که از  بن بست اقتصاد آنان سر چشمه میگیرد .
خوب این اقتصاد جهانی دیگر جائی برای پیشرفت ندارد .
انواع عوارض این نظم اقتصادی
و مدیریت دنیا و از جمله صدمات زیست محیطیش نفس مردم و خود کره زمین را گرفته . چاره ای جز برگشت و اصلاح نیست . ولی غرب و دوستان شرقیشان مانند ژاپن و چین نمیخواهند به اصلاح و عقب نشینی و در نهایت سامان دهی نو تن در دهند .
به هر صورت روند فرود این نظم جهانی آغاز شده . شرق اوکراین ، اسکاتلند ، کاتالونیای اسپانیا نمونه های اولیه و آغاز تجدید سازمان  ملتها هستند . همه کشور - ملت نماهائی مانند ایالات متحد آمریکا ، فدراسیون روسیه  ، بریتانیا و بسیاری دیگر که در این دو سه قرن اخیر
سرهم بندی شدند آبستن از هم پاشیدن و تبدیل به واحد های کوچکتر ، همگون ، سازگار و کارا تر هستند .

رشید دمهری








+ نوشته شده توسط رشید دمهری در جمعه بیست و هشتم شهریور 1393 و ساعت 23:42 |
 

نوشته ادامه دار   http://pahlavandadashi.blogfa.com/

+ نوشته شده توسط رشید دمهری در جمعه بیست و هشتم شهریور 1393 و ساعت 8:48 |
 

 

جمعه  ۱۳ تیر  ۱۳۹۳    ۵ جولای  ۲۰۱۴

در حالیکه پنج سال است شاخص سهام در آمریکا بدون استراحت یا اصلاح چشمگیری یک دنده رو به بالاست ،اقتصاد آمریکا در این مدت رشدی واقعی نداشته و تازگیها رشد اقتصادی یا همان تولید ناخالص آمریکا GDP مطابق آمار رسمی منفی هم شده . درست مثل ایران خودمان پنج سال بود میگفتند که رشد اقتصادی چنان و چنین شده و عاقبت دولت و بانک مرکزی اعتراف کردند که رشد واقعی اقتصاد ایران منفی بوده . همانگونه که رشد  قیمت سهام در ایران به واسطه تزریق جنون آمیز پول بی پشتوانه سرپا مانده بود در آمریکا هم همین محرک در پنج سال اخیر قیمت شاخص های سهام را بیش از دو برابر کرده .  تزریق پول کاغذی و کاهش نرخ بهره در آمریکا هم دارد به آخر خط می رسد و در نتیجه شاخص های سهام آمریکا و رفقای اروپائیش هم از این موتور بالابرنده محروم میشوند . نمودار زیر واگرائی یا ناهمخوانی حیرت انگیز و بیسابقه افزایش قیمت شاخص عمده سهام آمریکا و حجم معاملات را به نمایش میگذارد که خود حکایت از عمق ناپایداری افزایش های 2009 تا به حال را دارد .  از نگاه من شمارش معکوس شروع روند بلند مدت برگشت آغاز شده .

 

 http://static.safehaven.com/authors/wood/34400_a_large.png

 

رشید دمهری

+ نوشته شده توسط رشید دمهری در جمعه سیزدهم تیر 1393 و ساعت 19:32 |
 

 

نوشته   شاخص سهام آمریکا ، روان سنج دنیا

+ نوشته شده توسط رشید دمهری در سه شنبه سیزدهم خرداد 1393 و ساعت 22:27 |
 
با درود به روان پاک ریچارد فرای


خدمات ایران شناسان خارجی برای شناسائی و شناساندن تمدن ایران
به دنیا برکسی پوشیده نیست . از میان همه ایران شناسان افراد انگشت
شمار بوده اند که وصیت کردند در ایران به خاک سپرده شوند . اینها سند
 درخشان بودن فرهنگ ایران از نگاه جهانیانند  .
آبروی ملت ایران به دوستی یا دشمنی با آمریکا و دیگران نیست .
آبروی ایرانی به تمدن ، فرهنگ ، ادب و خردش هست . آبروی ایران
به تمدن و فرهنگیست که از هزاران سال پیش نه تنها به خود بلکه به
همه ملل فارغ از اینکه دشمن شوند یا دوست عرضه شده .
ملت ایران با خوبی های آمریکا و دیگران خوب است و جلو بدیهایشان
هم میایستد .
دشمن را هم به وقت دشمنی تا آخر رها نمیکند مثل سپاه
نادر شاه که تا بمبئی هند دشمنان را دنبال کرد شکست داد
و 800 نفر از سران متجاوز به ایران را در همان بازار بمبئی به
دارکشید .
گروهک های خودسر داخلی به نام دین و ملت هر روز ماجرا
میآفرینند و تا کنون مردم ، دولت و نظام حکومتی در مقابل
آنان ایستادگی نکرده اند . وقتی اجازه داده شود اقلیتی کوچک که جز
منافع شخصی و فرقه ای خود به هیچ چیز پایبند نیست به همه چیز
حتا فرهنگ و مرده و زنده مردم دست درازی کنند بی تردید در آیند
سنگ روی سنگ باقی نمیماند .

اگر خواست عمومی مردم و ادعای دولت کنونی ایرن که همانا اقتصاد سالم  ،
برابری بی قید و شرط همه ایرانیها و اقوام ، و مبارزه با تبه کاریها به ویژه از نوع اقتصادیش  باشد نتواند به اراده و عمل موثر تبدیل شود زمینه رشد بیشتر هرج
و مرج طلبان فراهم تر میشود و در آینده ای نه چندان دور آشوب و ویرانیهای بس بزرگی را شاهد خواهیم بود . در اینصورت کشور ما خسارت بیشتری خواهد دید و
دولت و نظام سیاسی موجود هم از آن مهلکه جان سالم
بدر نخواهند برد .

از نگاه من متآسفانه مجموعه رویدادها به ویژه در چند سال اخیر به
همراه وضعیت اسفناک اقتصاد کشور حکایت از این دارد که جامعه
ایران هنوز مسیر تباهی و ویرانی بیشتر را طی میکند ، هرچند که
باور دارم ملت ایران سر انجام بر همه ایران ستیزان داخلی و خارجی
پیروز خواهد شد .

رشید دمهری


شرم‌آورست، خجالت‌بار و البته بي‌نهايت اسفناك!

 

درخواست رئیس مرکز دائرةالمعارف بزرگ اسلامی از رييس‌جمهور

 

بهشتي: معترضان به دفن ریچارد فرای می‌خواهند شکست سیاسی خود را جبران کنند

+ نوشته شده توسط رشید دمهری در شنبه بیست و سوم فروردین 1393 و ساعت 12:12 |

دوشنبه 26 دی  1392 

از دو سه قرن پیش قدرتهای برتر دنیا  ، که اگر شمالی و شرقی هم باشند غرب نامیده میشوند برای اطمینان به سیطره خود شروع کردند به تکه تکه کردن ملتها و کشورهای واقعی و سرهم بندی کردن ملتها و کشورهای من درآوردی . نمونه آنچه بر سر ایران آمد خود زبان گویای این دگرگونی جهانیست  . با همکاری و در ضمن رقابت روسیه و انگلستان و به یاری توان صنعتی ، علمی و نظامی برتر شان و به دنبال جنگهای فراوان توانستند یازده استان ایران را از کشور و ملت ایران جدا کنند . از افغانستان و تاجیکستان گرفته تا اران ( با نام جعلی جمهوری آذربایجان ) تا ارمنستان و داغستان و غیره و آخر سر بحرین .  کارهای دیگری هم کردند مثلآ بخشی از بلوچستان ایران به پاکستان داده شد .
همه اینها شد ، یک کشور و ملت بزرگ دوازده قسمت شد و بازهم میخواستند چند بخش دیگر مثل خوزستان را هم جدا کنند و هنور هم در سر می پرورانند ودارند تدارک هم میبینند که ایران کنونی را هم  به نوعی باز تکه تکه کنند .
دنیا از حالت ملتها و اقوام نسبتآ با ثبات تبدیل شده به وصله کاری های نابجا و ناسازگار . خوب تا کی میتوان این تکه های ناهمگون  انواع ملتها و اقوام و زبان و فرهنگ را به زور یا با قوانین کذائی و یا از سر ناچاری یا جبر زمانه ، به هم چسباند ؟
قدرتهای برتر جهان یک زبان بیشتر ندارند ، هرچه به نفع آنهاست قانونی و مطابق عقل و دموکراسی من درآوردیشان است و آنچه به ضرر شان باشد هر بد و بیراهی را به آن نسبت میدهند . این یک نمونه :تهران / واحد مرکزی خبر / سیاسی 92/12/25
انگلیس روز یکشنبه با انتقاد از همه پرسی درباره جدا شدن شبه جزیره کریمه از اوکراین ، آن را به تمسخر گرفتن دموکراسی نامید و اعلام کرد نتیجه این همه پرسی را به رسمیت نمی شناسد.
به گزارش خبرگزاری فرانسه از لندن ، ویلیام هیگ وزیر امور خارجه انگلیس در آستانه نشست وزیران امور خارجه کشورهای عضو اتحادیه اروپا در بروکسل ، همه پرسی شبه جزیره کریمه را محکوم کرد و آن را نقض قانون اساسی اوکراین نامید.
وی تصریح کرد :« هیچ چیزی در روند این همه پرسی وجود ندارد که بتواند توجیهی برای مشروع بودن این اقدام باشد. این همه پرسی به تمسخر گرفتن یک اقدام دموکراتیک است. انگلیس این همه پرسی یا نتیجه آن را به رسمیت نمی شناسد.»


دموکراسی و حقوق بشر انگلیسی وقتی ایران و همه دنیا را تکه پاره میکردند
  کجا بود ؟
حاکمیت ملی و تمامیت ارضی که حالا ورد زبان غربی ها
شده وقتی ایران را گرفتند و رضا شاه را برکنار و تبعید کردند کجا رفته بود ؟
روسیه هم به نوبه خود تا توانست استان های شمالی ایران را تصرف کرد و سعی کرد به زور زبان و نامشان را هم عوض کند . علی زاده شد علی اف  ، اران شد آذربایجان شمالی و تا به آخر . روسها که حالا صحبت از احترام به اراده مردم کریمه و قانونی بودن انتخابشان میکنند وقتی  در حین جنگ دوم جهانی ایران را تصرف و سپس گیلان و آذربایجان را رها نمیکردند چه حالی داشتند  ؟ در آن موقع احترام به خواست مردم چی میشد ؟
به هر حال در تمام دنیا از این کارها فراوان شده . چپ و راست ملت و کشور ساختند ، هر روز خطی مرزی کشیدند و سپس به دلخواه جابجا کردند .
حالا این ساختار تحمیلی یکصد ساله یا بیشر به پایان رسیده و همه چیز گرایش به این پیدا کرده که به حالت طبیعی و پایدار تر خود برگردد . وضعیت اوکراین یک نمونه برجسته است . طبعآ برگشت به سامان طبیعی بدون نزاع ها و ویرانی های بزرگ میسر نیست . مردم روس نژاد و روس زبان حق دارند به ملت و سرزمین اصلی خود برگردند  . به همین نحو مردم تاجیکستان و آذربایجان و غیره که نه روس هستند و نه روس زبان هم حق دارند یک روزی به ملت و کشور اجدادی خود که ایران بزرگ باشد  بپیوندند . و همه اینها خواهد شد چه قانونی بنامند و چه غیر قانونی .هیچ نیروئی هم نهایتآ نمیتواند مانع این تحول طبیعی شود .  آنهائی هم که بانی و باعث این نقشه کنونی دنیا هستند ، مثل ایالات متحده آمریکا و اتحادیه اروپا و فدراسیون روسیه ، خودشان هم از درون پاشیده میشوند . با چه معیاری میتوان آمریکا را یک کشور و ملت نامید ؟ چطوری و بر چه اساسی در این خیالند که از اروپا یک ملت بسازند ؟
ملت و کشور ساختن اختیاری و قراردادی است یا نتیجه یک روند بسیار طولانی سازگاری و همگرائی فرهنگی و سرزمینی مشترک ؟
حالا رهبران شرق و غرب برای هم خط و نشان میکشند ، انگار این دولتها و رهبران هستند که تحولات را شکل میدهند و نه جوشش و ستیز خود مردم  . رهبران در بهترین حالت دنباله رو اراده مردم هستند و نه حاکم و رهبری کننده آنان . رهبر و دولتی که خیالی بیش از این دارد مکافات این را پس خواهد داد و این هزارها بار در تاریخ تکرار شده . واقعیت اینست که مردم رهبران را رهبری میکنند .
هنگامیکه اراده مردم ، چه در راه سازنده و چه در مسیر ویرانگر ، به کار افتد هر مانعی را از جلو پا برمیدارد .  حالا همه اعلام کنند ما رآی مردم کریمه را قبول نداریم یا قبول داریم . آن مردمان راه خودشان را میروند و تهدیدهای این و آن بیش از بادی بی اثر نیست . دنیای به هم ریخته و درهم امروزی بیش از این دوام نمی آورد و طی یک روند بسیار طولانی و دردناک دوباره نوسازی و به حالتی سازگارتر و پایدار تر تجدید سازمان خواهد یافت .
به عبارتی در عمل دوران تازه ای در حیات بشری آغاز شده که گرایشی دو گانه خواهد داشت . یعنی از طرفی از هم گسیختگی ملل و کشورها و اتحادیه هائی که  که در چند قرن اخیر به وجود آمده اند و از جانب دیگر همگرائی ملت ها و سرزمین های واقعی که از هم گسیخته اند .

رشید دمهری




+ نوشته شده توسط رشید دمهری در دوشنبه بیست و ششم اسفند 1392 و ساعت 1:44 |
دوشنبه 19 اسفند  1392   10 مارس  2014

وضعیت اروپا را همه روزه شاهدیم ،  کسر بودجه هنگفت ، سیاستهای ریاضتی ، بیکاری ، تظاهرات هر روزه و ....
آمریکا هم که خرجش بسیار بیش از دخلش هست تا بحال با وام گرفتن سرپا مانده . بیخود نیست که رهبران اروپا بعد از مدتها قهر و آشتی با  رئیس جمهور سابق اوکراین وقتی دیدند او پیمان تجاری با اروپا را امضا نکرد در تحریک به براندازیش سر از پا نشناختند .اروپا و آمریکا با وجود ناتوانی های رو به افزایش داخلی هنوز خود را صاحب اختیار دنیا میدانند . در واقع وحشت از اوضاع درونی موجب شده حالت تهاجمی تر به خودشان بگیرند . با این وجود و سوای پیروزی های موقت ناکامی های بیشتر از عراق ، افغانستان  ، و سوریه در انتظار
آنها خواهد بود . 

رهبران اروپا و آمریکا آنقدر بیتاب شده اند که به  تحریم تجاری و تهدیدنظامی هم بسنده نمیکنند . با استفاده یا سو استفاده از نارضایتی عمومی ، و به دنبال عدم موفقیت مدلهای عراق و افغانستان حالا  انقلابهای مهندسی شده را طراحی و اجرا میکنند . از روشنفکران حامی خود گرفته تا ساده لوحان و ماجراجویان و تند و تیزهای ملی و مذهبی ، همه را با نیروی رسانه ای خود چنان بسیج کرده و به رخ دنیا میکشند که انگار اینها همه ملت هستند . از اینها هم فراتر رفته اند و شرور ترین تروریستها از اقصا نقاط جهان را هم روانه کشور هدف خود میکنند . اگر لازم شد برای موفقیت این گونه انقلابها از به کار بردن نیروی نظامی ، مانند لیبی ، هم ابائی ندارند .  نمونه اینگونه انقلابها را را در لیبی و مصر مشاهده کردیم  و دیدیم وقتی بدنه و یا اکثریت ملت به حساب نمیآید نتیجه چه میشود  . ناپایداری دولتها و بی ثباتی و خرابی بیشتر نتیجه انقلابهای برق آسا و هدایت شده از خارج است .
تا همین چند سال پیش که اقتصاد جهانی وضعیت بهتری داشت تحولات مسالمت آمیز و مراجعه به آرا عمومی و مدارا و عدم خشونت موعظه میشد . حالا که اقتصاد دارد به بن بست میرسد ، سیاست و منطق و معیار و همه چیز عوض شده . این یک قاعده عمومی و قابل دیدن است که وقتی ملتی یا مردمانی و یا هرفردی مادام که وضعیت مالی و شغلیش در حال بهبود است به نسبت خوش خلق تر و با گذشت تر و مسالمت جو میشود و هرگاه وضع کار و درآمد خراب میشود عصبیت و نابردباری بروز میکند .  دنیا در حال حاضر دارد وارد این مرحله میشود و  آثار این زمینه عمومی هر روز سر از جائی در میاورد .

رشید دمهری



+ نوشته شده توسط رشید دمهری در دوشنبه نوزدهم اسفند 1392 و ساعت 19:30 |
5 اسفند  1392

دو سال پیش در باره تنوع قومی و زبانی در چهارچوب فرهنگ و ملیت ایرانی
این مطلب را در وبلاگ جام جهان نمانوشتم :

هرچه باشیم گلهای یک گلستانیم

این هم یک پیوند از پیامدهای پخش سریال 7 میلیارد تومنی  سرزمین کهن


  http://cjmis.ir/?p=5348

و حالا میرو که این فیلم سینمائی حاتمی کیا ، سوای محتوایش ،
با اسم بی معنی ( چ )پیامد های دیگری داشته باشد .

در این فیلم نقش ارتش به عمد سانسور شده

حدود هشت ماه پیش این مطلب را در وبلاگ جام جهان نما نوشتم :

انتخابات ایران

و نتیجه گیری من این بود :

(به تصور من  و سوای اینکه چه کسی پیروز انتخابات شود ضمن اینکه اداره کشوربرای مدتی کم یا بیش مطابق روال گذشته ادامه خواهد یافت ولی آبستن تحولاتی بزرگ هم  خواهد شد . ظرفیت های کشور و ملت ایران بسیار بزرگ است ولی با ساختار دولتی کنونی و قوانین ریز و درشت موجود بهره برداری احسن از آنها امکان ناپذیر است . ما هنگامی میتوانیم از همه قدرت ملی خود استفاده کنیم که حقیقتآ و در عمل و صرف نظر از عقیده و دین و مذهب و قومیت و زبان و غیره ،همه مردم دارای حقوق برابر باشند . اگر همه مردم حق انتخاب کردن دارند سزاوار است که همه  حق انتخاب شدن هم داشته باشند . به نظرم ملت ایران تا رسیدن به این نقطه که نتیجه اش یک کاسه شدن همه توانمندی هایش میباشد  راهی بس دشوار در پیش دارد . گویا صدماتی که تا کنون دیده ایم هنوز برای ما عبرت نشده . همه ایرانیان سرزمین خود را دوست دارند ولی تا خودشان را هم به همان اندازه دوست نداشته باشند کار به جائی نخواهد رسید .

غرب با بحرانی عمیق و فزاینده روبرو شده و با خیال جان بدر بردن از رکود اقتصادی ، آتش افروزی را گسترش خواهد داد . هدف غرب ایران است . لشگر کشی مستقیم به عراق و افغانستان  و غیر مستقیم به سوریه به هدف تنگ تر کردن محاصره ایران بوده و هست . امیدوارم همت و خرد ایرانی که درغریزه ملی اش نهفته است  یک زمانی بخود آید ، از چند دستگی های مخرب  درونی  خلاص شود  تا بتواند ضمن دفاع از استقلال خود ، از ویرانیهای پیش رو با کمترین خسارت عبور کند . )

حالا ببینید در صحنه داخلی و خارجی چه روی داده و تصور کنید چه خواهد شد ؟

مدتهاست در این سه وبلاگ از روند ادامه دار فرود جامعه ایرانی صحبت کرده ام .
ایران به دنبال  دو دوره بلند مدت پیشرفت اکنون بیش از هزار سال است ، از میانه دوره ساسانیان ، که در مسیر  برگشت قدم برمیدارد .
بهبود ها  ، کوتاه مدت ، کم جون ، و پر از آشفتگی و ندانم کاری بوده .  در دوران بهبود هم عناصر اصلی تباهی فعال بوده و در نتیجه عمر این دوره های احیا هم کوتاه بوده . نمونه دوره های بهبود نسبی درزمینه روند اصلی پس رفت  : سامانیان ،   یعقوب لیث صفاری ، ابتدای صفویان ، دوران نادر شاه افشار و  پهلوی و غیره بوده .
با مشاهده رسانه ها و اطراف خود به وضوح میتوان آثار امروزی این دوران بزرگ تباهی و تخریب که البته ضروری و اجتناب ناپذیر است و محاسن خودش را نیز دارد ، مشاهده کرد .

چرا بحران فرهنگ و اخلاق موج مي‌زند؟

نابودی بیش از ۲۰۰ درصد اندوخته جانوری کشور

گوشه ای از مشخصات روحی غالب بر مردم در دوران پس رفت
را در پیوندهای بالا میتوان مشاهده کرد .

با پایان یافتن این دوره  زمان سازندگی اساسی و بر پایه الگوی صرفه جویانه طبیعت که همان اقتصاد و اجتماع سالم باشد ، پدیدار خواهد شد .

رشید دمهری

+ نوشته شده توسط رشید دمهری در دوشنبه پنجم اسفند 1392 و ساعت 8:37 |

سه شنبه 29 بهمن 1392

سازمانهای جهانی ، از سازمان مملل بگیر تا سازمان انرژی اتمی تا دادگاه بین المللی لاهه تا هر سازمان جهانی دیگر  حتا حقوق بشری هایش ابزار قدرت های برتر دنیای امروز هستند .

این سازمانها درست شدند که کشورهای پائین دست را کنترل کنند و اجازه ندهند از خط قرمز آنها عبور کنند . وگرنه حق برابر و حقوق بشر و غیره حکایت های شیرینی بیش نیستند .

قدرت برتر هم تا به امروز غرب است که پیش مرگ و گردن کلفتشان هم آمریکاست البته این آمریکا هم دست خودش نیست ، دیگرانی مانند انگلیس و بانکداران بزرگ جهان کار گردانش هستند . وگرنه خود آمریکا هیچ منافع و هیچ گونه خطر واقعی تهدیدش نمیکند که نیازی داشته باشد در همه جای دنیا دخالت و لشگر کشی کند .
گیریم القاعده یا ایران همه خاورمیانه را بگیرند ، به حال مردم آمریکا چه فرقی میکند ؟ باز همین نفت و همین تجارت و بده بستان را القاعده یا ایران با آمریکا خواهند داشت .

به هر حال این آمریکا که نه یک ملت و نه یک کشور به معنی واقعی است شده بازیچه قدرت مندان دنیا و آخر عاقبت آلت دست این و آن شدن هم معلوم است . به نظرم این زور زیادی و توقع دیگران و توهم خودش عاقبت کار دست آمریکا بدهد ، از عاقبت کارش در ویتنام و عراق و افغانستان هم که درس نگرفته !
به هر حال ایران از این سازمانهای جهانی خیری ندیده و نخواهد دید و این همه رفت و آمد به
سازمان ملل و آژانس اتمی و 1+5 و غیره چیزی جز سرگردانی و بازی دادن و بازی خوردن نیست .
البته ایران با این وضعیت نابسامان اقتصاد و مدیریت در داخل چاره ای جز همین بازی پس زدن و پیش کشیدن با غرب و شرق و شمال و جنوب ندارد . ما ملت تا نتوانیم خود مان را درست کنیم خارجیها بر خر مراد سوار هستند . با های و هوی و خالی بندی هم کار به جائی نمیرسد .
ولی با همه اینها ایران بالقوه و از هر نظر این توانائی را دارد که به جای دنباله روی و التماس از بیگانگان روی پای خودش بایستد و همه دنیا ناچار شوند قبولش کنند . پس چرا نمیشود ؟
ما مشکل منابع و آب و خاک و مردمان هوشمند نداریم . ما به لحاظ اخلاقی و رفتاری در تباهی بسر میبریم و از این بابت همه مزایای این سرزمین بی همتا برای ما هیچ شده . گره کار ما در روان ما هست تا نتوانیم این را درست کنیم  دریائی از نفت و گاز هم زیر خاک ایران باشد هیچ دردی را دوا نمیکند بلکه بر دردها هم میافزاید .


رشید دمهری

+ نوشته شده توسط رشید دمهری در سه شنبه بیست و نهم بهمن 1392 و ساعت 12:34 |
پنج شنبه  3 بهمن  1392

میگویند بورس سهام تهران در این روزها بطور احساساتی و از روی اخبار و شایعات دارد پائین میآید ، گله ای عمل میکند و نه منطقی یا عقلی ، فاند و تکنیک در نظر گرفته نمیشود . گاهی افزایشش را طبیعی نمیدانند و گاهی کاهش آنرا ، گاهی توطئه و کار کسانی قلمداد میکنند و هزار جور حرف  از اینگونه  . سوای همه بگو مگوها قیمت زبان بی زبان بازار است  و جواب همه  تهمت هائیست که به او زده  میشود .
خبر و شایعه و تفسیرهای گوناگون هم بخشی از حیات بورس هست ولی
رفتار قیمت از عواملی بس فراتر مایه میگیرد . نوسان قیمت در تمام بورسهای جهان و از جمله ایران و در هر قالب زمانی برآیند احساس و عقل جمعی ( به زبان عامیانه گله ای ) است . بالارفتنش گله ای است پائین آمدنش هم همینطور . این قانون طبیعی همه بورسها در همه کشور ها است . در جمع تا بینهایت افکار و عوامل متفاوت وجود دارد ، مهم برآیندش هست که تکلیف قیمت را معلوم میکند . این احساس و عقل جمعی هم باز ریشه ای فراتراز همه دانسته های مردم دارد ، از غریزه ناخود آگاه و عوامل ناشناخته طبیعت هم تآثیر میگیرد .

بورسهای پیشرفته جهان دست کم فاند های نسبتآ شفاف دارند ، نمودارهای پیوسته و استاندارد دارند . انواع نمودار و شاخص های معتبر سنجش احساسات و زوایای دیگر ارائه میشود و همه اینها  به آن اقلیتی که نمیخواهند به صرف نگاه تقلیدی و پیروی از جمع کار خود را تنظیم کنند کمک میکند یک حد اقل های واقعی از فاند و تکنیک در اختیار داشته باشند .

در ایران صحبت فراوان از تکنیک و فاند میشود و غافل از اینکه کاربرد اصولی تکنیک و فاند شرایطی دارد . فاند مربوط به بازارهای شفاف است .  کجای بازار ایران شفاف و آزاد است که سهامش باشد ؟ بیشتر به تاریکخانه شبیه است تا بازار آزاد . گویا در سالهای اخیر علاقه مندان به تکنیک بیشتر شده . بنیاد وکاربرد تکنیک هم بازار شفاف و آزاد است . مثلآ بورسی که هر چند وقت یکبار  نمادهایش  بسته میشود و معلوم نیست کی باز شود تکنیک بردار است ؟ نمودارهائی  که پیوستگی زمانی ندارند نمودار است ؟ البته که هستند ولی پر ابهام و بی اعتبار . بورسی که صف خرید و فروش دارد یعنی چه ؟ نوعی جیره بندی و کوپنی کردن نیست ؟ و این روش راه را برای زدو بند و پارتی بازی باز نمیکند ؟  با وجود همه اینها بازار سهام ایران هم در بلند مدت قابل تشخیص است به دلائلی که در نوشته پیشین آمده . افزایش پرشتاب و عمودی قیمت به ویژه در یکسال گذشته ، هجوم بخشهای بزرگ و بیگانه با راه و رسم  سهام داری ، ناهمخوانی بسیار شدید یازده برابرشدن شاخص کل با واقعیات اقتصاد و تجارت برای پیش بینی کافی است . بدون استثناء در تمام بورسها در همه جای دنیا وقتی نمودار قیمت عمودی و یکنفس افزایش یافته دست کم بخش عمده عمودی شده آنها برگشت خورده . قیمت سکه و طلا بعد از چند سال افزایش نسبتآ ملایم در سال 1391 پر شتاب و عمودی شد و سپس بخش عمودی شده خود را از دست داد .  دلار و مسکن هم با آهنگی ملایم تر همین رفتار را از خود نشان داد . و حالا سهام که دارد سال به یاد ماندنی 1392 را به پایان میرساند و درشتاب  رو به بالا فراتر و تیز تر از طلا و ارز و ملک  رفته نوبتش فرا رسیده  . تاکنون سکه و ارز و مسکن بخشی از پول مردم را در خود حبس کرده و اکنون بورس سهام بنا دارد همان راه را ادامه دهد .
یازده برابر شدن قیمت سهام در هفت سال اخیر ، وهمزمان کاهش رفاه عمومی و پس انداز واقعی بعلاوه تورم پر شتاب ، اینها همگی نشان از سیستم پولی و اقتصادی بیمار و ناپایدار و ناگزیری برگشت قیمت سهام دارد .
البته سرنگونی شاخص کل به معنی سقوط همه سهام ها نیست .
سهام هائی که واقعآ شایستگی دارند و مورد توجه عموم نبوده اند میتوانند رشد هم داشته باشند و لی اینگونه سهام ها چیزی حدود 5 در صد میباشد و ارزش گذاری این گونه سهام ها کار خبرگانیست که انگشت شمارند .

رشید دمهری

و این هم دیدگاه یک کارشناس ارشد سرمایه گذاری
که  حبابی بورس سهام تهران را رد میکند 
آیا بازار بورس حباب دارد؟

و این جمع بندی  کارشناس ظاهرآ بی نام و نشان :

جمع بندی:

مقایسه شرایط امروز بازار با سالیان گذشته و ریزش هایی رخ داده از اعتبار علمی برخوردار نیست. به دلیل اینکه هیچگونه درجه همگنی بین وضعیت فعلی و دوره های پیشین وجود ندارد. عمق بازار و رشد غیرقابل مقایسه سایز آن، گسترش بازار سرمایه در بین مردم و فعالیت سنگین حقوقی ها در بازار، ثبات اقتصادی، اعتماد به آینده نظام سیاسی، اشباع شدن بازارهای موازی، رشد و گسترش صنایع، سیاست های اصل 44، دورنمای روشن روابط بین المللی و بسیاری موارد دیگر این ناهمگنی را رقم زده اند.

به طور خلاصه از هر دو منظر بنیادی و تکنیکال وجود حباب و احتمال اصلاح سنگین در بازار قابل نتیجه گیری کارشناسی نبوده و این احتمال از درجه تحقق پایینی برخوردار است. به نظر نگارنده با احتمال بسیار بالا بازار سرمایه به سمت ثبات، رشد با شیب کمتر از گذشته و صنایع دارای مزیت عملیاتی و اقتصادی بالا و سودآوری رو به رشد حرکت خواهد کرد. در حال حاضر استراحت بازار از جنس اصلاح کوتاه مدت است و نه ریزش و ترکیدن حباب. که دلایل اصلی آن در مقدمه مطلب ذکر شد. از منظر تکنیکال نیز تا زمانی که شاخص زیر 81000 قرار نگیرد روند رو به رشد صعودی بلند مدت بازار معتبر است، در اصلاح فعلی احتمال رسیدن شاخص تا 83000 نیز وجود دارد و هدف میان مدت شاخص 103000 می باشد.

 

+ نوشته شده توسط رشید دمهری در پنجشنبه سوم بهمن 1392 و ساعت 11:35 |
یکشنبه 8  دی  1392

حدود دو ماه پیش در این وبلاگ  نوشته ای با عنوان : مذاکره یک به یک ، نه یک با 1+5  ثبت شد و حالا آقای علی اکبر ولایتی رئیس مرکز مطالعات استراتژک مجمع تشخیص مصلحت و مشاور رهبری از لزوم مذاکره تک به تک با این شش کشور  در برنامه تلویزیونی سخن میگوید که مورد توجه رسانه های جهانی قرار گرفته .

این متن سخنان علی اکبر ولایتی

+ نوشته شده توسط رشید دمهری در یکشنبه هشتم دی 1392 و ساعت 0:30 |
یکشنبه  10 آذر  1392    1 دسامبر  2013

شاخص کل بورس سهام تهران میرود که از هر نظر حبابی تمام عیار شود .
بورس تهران دارد کاری میکند که حباب های انگشت نمای جهانی مانند شاخص نزدک آمریکا تا سال 2000 و یا شاخص سهام شانگهای چین تا 2010 در برابرش کوتوله جلوه کنند . قیمت شاخص کل در سال 1384 به کمی پائین تر از هشت هزار رسیده بود و از آن به بعد شروع کرد به افزایش که تا به امروز به عدد 84675 رسید . حالا ببینیم بیش از ده برابر شدن میانگین کل سهام ها چه تناسبی با سایر بخش های جامعه دارد و
چرا ششدانگ ؟

افزایش شاخص کل وقتی معتبر و پایدار است که تا حدودی با سامان اقتصادی جامعه هماهنگ باشد و یا دست کم در تناقض شدید با آن نباشد . رشد اقتصادی به گفته عالی رتبه ترین مقامات دولتی و بانک مرکزی در چند سال اخیر نه مثبت بلکه منفی هم بوده . پس باید انگیزه های دیگر این رشد ده برابری سهام را پیدا کرد . نیروی محرکه واقعی این رشد انتشار  پول بی پشتوانه بی حد و حصر میباشد . چاپ پول مازاد برظرفیت اقتصاد واقعی تنها یک هنر دارد و آن ایجاد تورم و انواع پیآمد هایش که فقیر کردن اکثریت مردم و روی دادن انبوهی از فساد و آشفته کردن جامعه باشد .
ولی ماجرا ی شاخص کل از چاپ خود سرانه پول هم فراتر رفته .  افزایش پول در گردش  ، خود را در میانگین تورم عمومی نشان میدهد .  به طور رسمی  اعلام شده که نرخ تورم در یکی دو سال اخیر بیش از همیشه و حدود 40 درصد بوده . برای اطمینان بیشترتورم سالانه از 1384 را هر سال 50 درصد هم بگیریم  در این هشت سال میشود 400 درصد یا چهار برابر  ، ولی قیمت شاخص کل سهام بیش از ده برابر شده . اگر افزایش شاخص را با قیمت دلار حدود هزار تومانی  1384 و اوج 4000 تومانی سال 1391 هم سنجیده شود باز هم چنین افزایشی  در قیمت سهام قابل توجیه نیست  .

پس ماجرای بورس سهام از این عوامل هم فراتر رفته . انگیزه دیگر اینستکه از حدود یک سال پیش  بازار دلار و سکه و به تازگی مسکن هم با رکود و کاهش مواجه شدند و پولهای سرگردان به طرف تنها پناهگاه ممکن که بورس سهام باشد حمله ور شدند  .

ولی رکود بازارهای موازی هم افزایش این چنینی سهام را توجیه نمیکند و انگیزه  دیگری هم دست اندر کار است و آن سیاست است .  گویا دولت هم مایل است پولهای  سرگردان رهسپار بورس سهام شوند به این امید یا خیال که پول برود سمت تولید و اقتصاد. ولی هیهات که سرمایه های سرگردان و یا شکارچی در اصل دل داده پول بیشترند تا اقتصاد و آینده کشور  و چاره ای هم غیر از این ندارند . چه کار کنند ؟ بروند تولید کنند و با هزار مانع روبرو شوند و یا تجارت و صد جور پارتی بازی و تبعیض ؟

وقتی بانک مرکزی با هیچ چی پول میسازد و بی ارزشش میکند و در حقیقت جیب مرد را میزند اگر نمیداند بداند که دارندگان چنین پولی هم به ناچار به دنبال این میروند که این پول روز به روز کم ارزش تر را دست کم بیشترش کنند تا شاید جبران مافات شود . در واقع این سیاست های پولی و اقتصادی بی در و پیکر همه را ، هم دارا و هم ندار را آشفته و سر درگم کرده  . دارا حالا خوشه و آنهم خوشی آمیخته بااضطراب که نوعی ناخوشیه  . ندارها هم که حسابشان از اول پاک بوده و آب
از سرشان گذشته .

یک فاکتور تازه تر هم به تازگی اضافه شده و آن آشتی با غرب و پدیدار شدن افق تازه و پر ابهامی برا یاقتصاد ایران است که باعث تشویق بیشتر مردم به طرف سهام شده و میتوان افزایش چند ماه اخیر را به این عامل هم  نسبت داد .  این توافق نتیجه  قدرت واقعی مردم ایران است که 1+5    ناچار به پذیرش مشروط  آن شده .  با این وجود این توافق به اهداف و تآمین خواسته های نهائی طرفین نخواهد رسید  و به زودی با عمیق تر شدن بحران جهانی اقتصاد و تحمل ناپذیری های متعاقب آن همه طرفها تند و تیز تر میشوند .

علاوه بر موارد بالا به نظر میاید که سیاست پولی دولت جناب حسن روحانی ،
برعکس دولت سابق  ، تا کنون  انقباضی بوده و این پیام خوبی برای  آینده سهام ندارد . البته این انقباض گویا هنوزشامل حال بورس سهام نشده .

از همه اینها هم که بگذریم  وقتی شاخصی یا سهامی بدون وقفه و یا بدون اصلاح زمانی و قیمتی مناسب یک دنده و عمودی بالا میرود حتا اگر خیلی هم بالاتر رود فاجعه ای را به دنبال خواهد داشت .

رشید دمهری




+ نوشته شده توسط رشید دمهری در یکشنبه دهم آذر 1392 و ساعت 19:22 |
متن مصاحبه آقای حسن روحانی در باره آنچه تحویل گرفتند و آنچه انجام دادند و خواهند داد :

پولدارترین دولت، بدهکارترین دولت هم بود

 گزیده هائی از این گفتگو   :

فوری‌ترین کار دولت، تأمین و ذخیره  کالاهای اساسی
وی در ادامه گفت‌وگوی زنده خود با مردم برای ارائه گزارش عملکرد صد روزه دولت یازدهم، در پاسخ به پرسشی مبنی بر اینکه "مهم‌ترین اقدام فوری اقتصادی که شما در این 100 روز انجام دادید چه بود؟" گفت: فوری‌ترین کاری که از سوی دولت انجام گرفت، تأمین و ذخیره قابل توجه کالاهای اساسی در کشور بود. روحانی همچنین گفت: در گزارش امشب ضمن اینکه گزارشی از عملکرد صد روزه دولت داده خواهد شد، همچنین به مردم خواهیم گفت که این دولت در چه شرایطی کار را آغاز کرد و در واقع از دولت گذشته چه ارثی به ما رسید که ما با آن ارث کارمان را شروع کردیم.


مرداد ماه با خزانه خالی مواجه بودیم
رییس جمهور در ادامه با بیان این‌که در مرداد ماه با خزانه خالی مواجه بودیم خاطرنشان کرد: خزانه کشور جایی است که درآمدهای دولت به آنجا منتقل می‌شود و مخارج هم از آنجا تامین می‌شود. طبق قانون بودجه باید ماهانه 17 هزار و 500 میلیارد تومان درآمد می‌داشتیم. چون طبق قانون بودجه درآمد ما در سال 210 هزار میلیارد تومان بوده است. وی افزود: روزی که من کار خود را شروع کردم یعنی 12 مردادماه، موجودی خزانه حدود 1280 میلیارد تومان بود. ما باید آخر ماه، میزان 7 هزار و 500 میلیارد تومان حقوق پرداخت می‌کردیم که از این مبلغ فقط 2 هزار و 870 میلیارد تومان در خزانه موجود بود. یعنی دولت باید بیش از 4 هزار و 600 میلیارد تومان از بانک استقراض می‌کرد.


درآمد دولت‌های نهم و دهم بی‌سابقه بوده است
در ادامه برنامه گفت‌وگوی زنده رییس‌جمهور، مجری برنامه پرسید "در حالیکه ما در سال‌های 84 تا 90 بیشترین درآمد نفتی را داشته‌ایم، چطور این اتفاقات افتاده است و این موضوع چه تعهداتی برای دولت به وجود آورده است؟ روحانی در پاسخ به این پرسش، با بیان اینکه "دولت نهم و دهم یعنی در هشت سال گذشته پولدارترین دولت بوده است"، گفت: حداقل در بخش درآمدهای نفتی، درآمد نفتی ما حدود 600 میلیارد دلار بوده که این رقم بی‌سابقه است.

دولتی که پولدارترین دولت بوده، بدهکارترین دولت نیز بوده است
وی افزود: دولتی که پولدارترین دولت بوده، متأسفانه بدهکارترین دولت نیز بوده است و من در همین راستا چند رقم از بدهی‌های دولت گذشته را بیان می‌کنم. مثلاً بدهی دولت به سیستم بانکی در روزی که ما دولت را تحویل گرفتیم، بیش از 74 هزار میلیارد تومان بوده است. رییس‌جمهور با بیان اینکه "بدهی دولت به صندوق تأمین اجتماعی و بازنشستگی، 60 هزار میلیارد تومان بوده است"، اظهار کرد: در ادامه باید بگویم بدهی دولت به پیمانکاران و بخش‌های مختلف و خصوصی نیز حدود 55 هزار میلیارد تومان بوده و کل این رقم بسیار بالاتر از 200 هزار میلیارد تومان است.

فقط 32 درصد تعهدات سفرهای استانی دولت قبل انجام شده است
روحانی خاطرنشان کرد: البته ما می‌دانستیم دولت بدهکار است اما دولتی که بیشترین درآمد ارزی را داشته، وقتی دولت را به منتخبین بعدی مردم تحویل می‌دهد این همه بدهکاری به اضافه تعهدات دیگر نیز داشته است. مثلاً به عنوان نمونه می‌گویم، در هشت سال گذشته در سفرهای استانی تعهداتی که داده شد، 211 هزار میلیارد تومان است که از این تعهدات فقط 32 درصد انجام و اجرا شده است و 68 درصد برای دولت‌های بعد باقیمانده است.

پنج ماه اول امسال تنها 3 درصد منابع بخش عمرانی محقق شد
وی اضافه کرد: از سوی دیگر، از امتیازات و تسهیلاتی که به مردم تعهد داده شده، 30 درصد تحقق پیدا کرده و معنای این موضوع این است که اگر همان پول و امکانات وجود داشته باشد، 16 سال طول می‌کشد تا ما آن تعهدات را عملی و اجرایی کنیم. رییس‌جمهور همچنین گفت: پروژه‌های عمرانی که در کشور کلنگ‌ زده و اجرا شده، 400 هزار میلیارد تومان تعهد بوده است و امسال در پنج ماهی که دولت قبلی وجود داشته در بخش عمرانی تنها 3 درصد منابع تحقق پیدا کرده است.

اولین عامل بزرگ ایجاد تورم رشد بی‌حساب نقدینگی در جامعه بود
 رییس جمهور در ادامه گفت‌وگوی زنده تلوزیونی خود با اشاره به این‌که رشد تورم حالت تنزل پیدا کرده است البته طبیعی است که تورم تا مدت‌ها باقی بماند و به تدریج به نقطه مطلوب برسد با طرح این پرسش که چرا تورم ایجاد شده است توضیح داد: اولین عامل بزرگ ایجاد تورم رشد بی‌حساب نقدینگی در جامعه بود. روحانی با اشاره به این‌که در سال 84 نقدینگی 68 هزار میلیارد تومان بود و پایان دولت به چهارصد و هفتاد و خورده‌ای هزار میلیارد تومان رسید، گفت: نقدینگی در طول این مدت 7 برابر شد.وی با اشاره این‌که بخشی از نقدینگی مربوط به بدهی‌های دولت به سیستم بانکی می‌شود، تصریح کرد: وقتی نقدینگی دولت اضافه می‌شود و از بانک مرکزی استقراض شود، برای مردم مشکلات به وجود می‌آید. رییس‌جمهور با بیان این‌که مسکن مهر برای افراد کم‌درآمد جامعه طراحی شد، خاطرنشان کرد: هیچ کس منکر نیست که ساخت مسکن برای مردم کار خوبی است، اما باید بررسی کنیم که چطور، کجا، با چه شرایط و در چه حجمی مسکن بسازیم و پولش را از کجا بیاوریم. چون درست نیست که پول مسکن را از جیب تک تک مردم درآورده باشیم.

بخش بزرگی از تورم ما، از مسکن مهر نشأت می‌گیرد
رییس جمهور با اشاره به این‌که برای مسکن مهر تاکنون 43 هزار میلیارد تومان از بانک مرکزی استقراض شده است، افزود: کل پایه پولی کشور از اول خلقت پول تا به حال 100 هزار میلیارد تومان بوده است که 43 هزار میلیارد تومان آن صرف مسکن مهر شده است. یعنی بخش بزرگی از تورم ما، از اینجا نشأت می‌گیرد و بخش بزرگی از تورمی که مردم تحت فشار آن هستند، مربوط به مسکن مهر است. وی در ادامه از مسئولان دولت خواست برای مردم توضیح دهند که 43 هزار میلیارد تومانی که از بانک مرکزی برای مسکن مهر گرفته شده است، در جامعه چقدر تورم ایجاد کرده است. رییس‌جمهور افزود: مقصود من این نیست که مسکن مهر را تکمیل نکنیم، بلکه معتقدم دولت متعهد است تا تعهدی که دولت قبلی به مردم داده است، ادا کند و قراردادهایی که دولت قبل با مردم داشته‌ است از نظر ما محترم است.

بخش بزرگی از تورم مربوط به مسکن مهر است

وی با اشاره به این‌که دولت برای مسکن مردم طرح خواهد داشت و آن را عرضه می‌کند، اظهار کرد: در جواب این سوال که تورم از کجا آمده است می‌گویم که بخش بزرگی از تورم مربوط به مسکن مهر است. یعنی ما کاری انجام دادیم که یک بخش آن به نفع مردم است اما چون تدبیر و حساب و کتاب نباشد، نتیجه‌ای دیگری خواهیم گرفت. روحانی با بیان این‌که "تورم یعنی مالیات فقرا"، خاطرنشان کرد: آیا از مردم اجازه گرفته شده است که از جیب فقرا بگیریم و برای عده‌ای مسکن درست کنیم؟ البته طبیعی است عده‌ای که صاحب مسکن شده‌اند نفس راحتی کشیده‌اند.


همیشه ممنون مردم هستیم
رییس‌جمهور ضمن قدردانی از حضور، تلاش و حمایت مردم در این راستا، اظهار کرد: مردم بسیار ما را یاری کردند و ما همیشه ممنون آنها هستیم و در واقع اگر هدایت‌های مقام معظم رهبری و تلاش مردم نبود، ما نمی‌توانستیم از این پیچ‌ها عبور کنیم.

روابط دولت با دنیا در گذشته در حد بسیار پایینی بود
 مباحث مربوط به سیاست خارجی، بخش دیگری از گفت‌وگوی رییس‌جمهور بود که در همین راستا مجری برنامه از رییس‌جمهور سوال کرد با چه روشی به چنین ظرفیتی در عرصه سیاست خارجی رسیدید؟ روحانی در این رابطه اظهار کرد: سیاست خارجی جزو اولویت‌های این دولت بود و همین موضوع را هم به مردم اعلام کرده بودیم. البته این موضوع به این معنا نیست که اهمیت سیاست‌های فرهنگی، اجتماعی و ... کمتر است. به خاطر مشکلی که کشور با آن مواجه بود، این موضوع جزو اولویت ما قرار گرفت. وی با بیان اینکه "در سطح جهانی، دشمنان ایران‌هراسی را در برابر جهان بوجود آورده بودند"، گفت: روابط دولت با دنیا در گذشته به جز چند کشور محدود در حد بسیار پایینی قرار داشت و مشکلات فراوانی برای ایرانیان داخل و خارج از کشور نیز وجود داشت.


عمده مشکلات اقتصادی بخاطر بی‌تدبیری بود
وی همچنین با بیان اینکه "فشار ظالمانه‌ای به مردم ما به بهانه مسأله هسته‌ای وارد شده بود"، خاطرنشان کرد: من نمی‌خواهم بگویم که همه مشکلات اقتصادی به بحث تحریم برمی‌گردد، چراکه عمدتاً مربوط به بی‌تدبیری بوده است.

دولت می‌گفت تحریم کاغذ پاره است و وابستگی به خارج را بیشتر می‌کرد
روحانی افزود: در شرایطی که ما به سمت تحریم می‌رفتیم و دولت هم این موضوع را می‌دانست، می‌گفت که این تحریم‌ها کاغذ پاره است و وابستگی‌اش را به خارج در بخش اقتصادی بیشتر می‌کرد، چنانکه در سال قبل از 84 واردات ما 38 میلیارد بود و در سال 90 به 75 میلیارد رسید و این در حالی است که وقتی شما با دنیا در حال مبارزه هستید، باید به داخل و خودتان تکیه کنید. رییس‌جمهور با بیان اینکه "با شعار نمی‌شود با دنیا مقابله کرد"، تاکید کرد: باید در مقابل دنیا ایستاد و اینکه مقام معظم رهبری بحث اقتصاد مقاومتی را مطرح کردند، به همین دلیل است.

وقتی با چند قدرت غربی مقابله می‌کنیم باید خود را آماده کنیم
رییس جمهور در ادامه گفت‌وگوی ویژه خبری خود با اشاره به این‌که از سال 79 تا 83 هر سال در بخش گندم خرید ما از کشاورزان داخلی یک میلیون تن اضافه و از خارج کم می‌شد و در نتیجه در سال 83 در تولید گندم خودکفا شدیم، گفت: در سال 83 بیش از 11.4 میلیون تن از کشاورزان داخلی گندم خریدیم و دیگر نیازی به خارج نبود. وی افزود: از سال 84 به بعد هر سال خرید داخلی گندم یک میلیون تن کم می‌شد و بر خرید از خارج اضافه می‌شد تا جایی که ناچار هستیم بیش از 7.2 میلیون تن گندم وارد کنیم. روحانی خاطرنشان کرد: وقتی با چند قدرت غربی مقابله می‌کنیم باید خود را آماده کنیم، اما متاسفانه در سال‌های گذشته عمل ما با شعارمان سازگار نبود و این موضوع برای کشور، مشکل ایجاد کرد و امیدواریم از این به بعد قدم به قدم به سمت خودکفایی بیشتر و تکیه بر کشاورزان داخلی پیش رویم. رییس‌جمهور با اشاره به این‌که در سال‌های اخیر شغل زیاد درست کرده‌ایم، اما برای چین و کره جنوبی، افزود: حضور اقتصادی ما در عرصه بین‌المللی ضعیف بوده، اما امروز به تدریج شرایط به نحوی خواهد بود که ما در صحنه بین‌الملل پررنگ‌تر شویم. وی به دستاوردهای حوزه سیاست خارجی اشاره کرد و گفت: از دکتر ظریف و همه وزرا و مسئولان تشکر می‌کنم که انصافا تلاش‌های مجدانه‌ای داشتند و گزارش عملکرد هر یک از وزرا در طول 100 روز گذشته ارائه خواهد شد. رییس جمهور با بیان این‌که در سیاست خارجی قدم‌های خوبی برداشته شده است، تصریح کرد: سالی که نکوست از بهارش پیداست و ما بهار خوبی را در روز تحلیف شاهد بودیم که 55 هیات از دنیا در این مراسم شرکت کردند. یعنی 10 رییس جمهور، 2 نخست وزیر، 6 رییس مجلس، 4 وزیر خارجه و... . روحانی با اشاره به این‌که در اجلاس شانگهای شرایطی پیش آمد که با دو قدرت بزرگ از 5 قدرت بزرگ شورای امنیت یعنی چین و روسیه ملاقات داشتیم، تصریح کرد: در این ملاقات‌ها پایه‌ریزی برای روابط ما با روسیه و روابط‌مان با چین انجام شد و توافقات ما در بیشکک شروع شده است.



همه‌جا کلید دست مردم بوده است
در ادامه گفت‌وگوی زنده رییس‌جمهور، مجری برنامه خطاب به روحانی گفت: شما در یازده سال گذشته با موضوع پرونده هسته‌ای ایران و موضوع مذاکرات در ارتباط نزدیک بوده‌اید، از جمله مذاکرات سعدآباد و گفت‌وگویتان با تروئیکای اروپایی و در حال حاضر نیز صدای باز شدن قفل در عرصه سیاست خارجی شنیده می‌شود؛ البته مردم یک نگرانی دارند که مبادا کلید شما در قفل بشکند. رییس‌جمهور در پاسخ گفت: کلید مال مردم است. همه‌جا کلید دست مردم بوده است و این را بدون تعارف می‌گویم. حضور مردم و حمایت مردم بسیار تاثیرگذار و موثر است. مردم ما دنیایی از شور هستند و ما در برابر عظمت و فداکاری این ملت احساس کوچکی می‌کنیم. ایستادگی و مقاومت مردم باعث شد که این قفل باز شود. وی ادامه داد: حضور مردم در عرصه انتخابات و حماسه سیاسی که آفریدند و آنچه رهبری بر آن تاکید کردند، همگی بسیار موثر بود و اگر مردم در پای صندوق‌های رای حضور پیدا نمی‌کردند، مگر ما کلیدی داشتیم؟ کلید، همان حضور و حمایت مردم است. البته دولت نیز به عنوان خادم و کارگزار مردم در این عرصه تلاش‌هایی را انجام داد.

نوشته مرتبط با این مصاحبه :

اين روزها در سيستم اقتصاد و اداري چه مي‌گذرد؟

رشید دمهری

+ نوشته شده توسط رشید دمهری در پنجشنبه هفتم آذر 1392 و ساعت 12:6 |


آقای آلن گرینسپان که بیش از ده سال رئیس بانک مرکزی آمریکا بوده به تازگی
مطلبی نوشته تحت عنوان never saw it coming .

در این نوشته توضیح میدهد Why the Financial Crisis Took Economists By Surprise .

او اعتراف میکند هیچ کدام از الگوها و سیستم های پیشبینی های بانک مرکزی آمریکا ، اقتصاد دانان
نامدار سبک جان مینارد کینز و برندگان جایزه نوبل و سازمان های بزرگ مالی مانند صندوق بین المللی پول ، جی پی مورگان ،  و غیره نتوانست بحران پیش رو در سال 2008 و 2009 را حدس بزنند . و همه اینها در سال 2007 گفتند همه چیز به خوبی پیش میرود و در سال 2008 و 9 رشد اقتصادی آمریکا شتاب بیشتری خواهد گرفت .

پیوند باز بینی اشتباهات به قلم آلن گرینسپان  :


Never Saw It Coming

وقتی با ناباوری آنها همه چیز در سالهای 2008 تا 2009  برعکس میشود از خود میپرسد What went wrong? Why was virtually every economist and policymaker of note so blind to the coming calamity? How did so many experts, including me, fail to see it approaching?
چه اشتباهی روی داد ؟ چرا به معنی واقعی همه اقتصاد دانان و سیاست مداران برجسته آنچنان چشم بسته بودند که نتوانستند فاجعه قریب الوقوع را ببینند ؟ 

و بعد از مدتها بررسی سرانجام به این نتیجه میرسد که بخش مهم پاسخ به این پرسشها در یک عقیده بسیار قدیمی نهفته که آنرا animal spirits و یا  human behavior و همچنین  herd behavior  مینامند . و توضیح میدهد که این ارواح حیوانی  یا رفتار گروهی با هیچ سیستم تحلیلی و عقلی نمیخواند و با کله شقی در مقابل هرگونه سیستم تحلیلی مقاومت میکند . و سپس ادامه میدهد که مدت چندین دهه اقتصاد دانان و منجمله خود من نتیجه گرفتیم که فاکتور های غیر عقلانی را نمیشود در هیچ گونه سیستم تحلیلی قابل اعتمادی جفت و جور کرد . و در پایان نتیجه میگیرد که این فاکتور را هم باید به نوعی در سیستم های پیشبینی خود داخل کنیم .

تصور عمومی مردم اینست که مقامات عالیرتبه و دارای تخصص های خیلی بالا همه چیز را به درستی تشخیص میدهند و میدانند چه میکنند و به همین دلیل است که اینهمه گوش به زنگ سخنان این مقامات هستند و هر جمله و کلمه آنان را زیر ذره بین قرار میدهند و ساعتها و روزها در باره اش بحث میکنند . واقعیت اینگونه نیست و این سخنان آلن گرینسپان تنها یک نمونه است .
به هر حال هر چه هم سیستم های پیش بینی و تحلیلی خود را پیشرفته تر و پیچیده تر کنند نتیجه همان خواهد بود که همیشه بوده و باز هم امور برخلاف تصور بزرگان اقتصاد و پول و سیاست پیش خواهد رفت .
قبل از بزرگترین بحران جهانی در سال 1930  و همینطور قبل از سال 2000 و سپس در سال 2007 همه گفتند کارها روبراه است و خطری در بین نیست . و حالا که سیستم هایشان بهبود پیدا کرده خانم جانت یلن رئیس تازه بانک مرکزی آمریکا همان سخنان را با اطمینان بیشتر مطرح کرد . خانم یلن میگوید اقتصاد آمریکا و جهان در این پنج سال اخیر رشد خوبی کرده و هنوز جای پیشرفت خیلی بیشتری دارد که در سالهای آینده شاهد آن خواهیم بود .  خانم یلن میگوید در شاخص های سهام حبابی وجود ندارد  و  QE  که همان تزریق پول کاغذی باشد تا مدت نامعلومی ادامه خواهد یافت. میگوید بانکها و شرکتها وضعیت خوبی دارند و خطری متوجه آنها نیست . شاخص داو جونز صنعتی که در بین شاخص های سهام دنیا الگو هست هم اکنون در بالاترین نقطه تاریخی خود 16060 قرار دارد .
تاریخ تکرار میشود ، البته هر بار با آب و رنگ نو و اندازه کوچکتر یا بزرگ تر ، و
خانم یلن هم  در
همین اولین دوره  زمامداریش
اعتراف خواهد کرد never saw it coming .

رشید دمهری 


+ نوشته شده توسط رشید دمهری در سه شنبه بیست و هشتم آبان 1392 و ساعت 10:41 |

چرا  1+5 گروهی مذاکره میکنند ؟

اول برای اینکه میدانند تک به تک نمیتوانند سیاست زورگویانه  خود را به
ایران تحمیل کنند .
دوم  به خاطر اینکه در رقابت بین خودشان و گرفتن سهم جا نمانند . 

این نوع مذاکره برای ایران عاقبتی ندارد برای اینکه هم باید همزمان اختلاف خود
با
تک تک آنها را رفع و رجوع کند و هم با ناسازگاری بین آنها  روبرو شود .

از اینها گذشته این شیوه مذاکره راه را برای دغل بازی 1+5 باز میکند بطوریکه اگر
یکی از کشورها مثل آمریکا به دلیل فشارهای داخلی مردمش نتواند با حل و فصل
قضیه
مخالفت کند ،  مانع مخالفت یکی از متحدان خود نمیشود و ضمن حفظ ظاهر
صلح طلبانه به نیت قلبی خود هم میرسد .

قرار آنها توافق همگی است و مخالفت یکی مثل فرانسه میتواند همه رشته ها را پنبه کند .
عمل دسته جمعی آنها علیه یک  درست است و نه روبرو شدن همزمان ایران
با پنج کشور
برتر دنیا . این روش مذاکره با خرد سیاسی و منافع ملی ایران ناهم خوانی دارد و ایران
هیچ نتیجه مثبتی از آن نخواهد گرفت . اگر تمام شرایط اقتصادی و سیاسی و غیره ایران و
جهان برای نتیجه بخش شدن مذاکره هم مثبت بود  که نیست ، باز هم این طرز گفتگوی
نابرابر به زیان ایران است .

اگر ایران بخواهد پیروزمندانه از استقلال و منافع ملی خود دفاع کند بهتر است مسائل
اتمی خود را تنها با آژانس
بین المللی اتمی حل و فصل کند و نه با این باند سلطه طلب
قدیم و جدید .

ایران نباید اجازه دهد این گروه شش تائی آژانس  را بازیچه مطامع خود قرار دهند  و
 خود را برتر از آن بدانند .

مذاکره جداگانه با همه کشورها بر سر مسائل دو جانبه بسیار مطلوب است چه نتیجه
بخش باشد چه نباشد . مذاکره دو طرفه برای همه مفید است ، هر طرف حرف
خودش را میزند و جواب خاص خودش را میگیرد و  بدون تآثیرات مخرب و
رو در بایستی با دیگران مصلحت واقعی خود را میسنجد . کمترین نتیجه مذاکره اینست
که طرفین بهتر همدیگر را میشناسند و ممکن است گره هائی باشد که عوض دندان با
دست باز شود .

ملت ایران به گواهی تاریخ هیچگاه جنگ طلب و تجاوز کار نبوده ولی هرگاه به این
سرزمین دست درازی شده دیر یا زود سر دشمنانش را زیر آب کرده و این را آنها هم
میدانند که شده اند 1+5  . ایران همه گونه منابع و موقعیت جغرافیائی بی نظیر را دارد و
نیازی ندارد که چشم طمع به دیگران داشته باشد . آمریکا هم که خود همه چیز دارد
نیاز واقعی  به دخالت در کشورها ندارد منتها از یک طرف بازیچه اقوام اروپائیش
شده و از جانبی فریب قدرت نظامی خود را میخورد .

این اروپائیها هستند که با منابع و جغرافیای ناچیز و جمعیت نسبتآ زیاد همواره در پی این
بوده اند که به سرزمین های دیگر دست درازی کنند . مشکل اینستکه اروپا به استفاده  دو
جانبه برابر با کشورهای دیگر هم رضایت نمی دهد . جزیره  انگلیس به کمتراز دنیا
راضی نبوده و نیست .  فرانسه و بقیه هم که سوابقشان در تجاور به ملتهای دیگر
سند و شرح حال امروزشان است .

خوشبینی و امید  به آینده  پایه و مایه زندگی ما هست ولی ندیدن دشواریها و
موانع پیش رو به ویژه وضعیت نابسامان داخلی میتواند میتواند یآس و شکست
واقعی را به دنبال داشته باشد .
دنیا و به ویژه غرب و بیش از همه اروپا با بحران اقتصادی فزاینده ای
 دست به گریبانست و برای نجات خود از این ورطه دست به هر اقدام جنون
آمیزی خواهند زد .  این بحران پولی و اقتصادی هنوز کنترل شده ولی به زودی
چهره خطرناک تر خود را نشان خواهد داد و آنوقت دولتهای غربی

تحمل ناپذیری و جنگجوئی خود را بیشتر به نمایش خواهند گذاشت و این
لبخند ها خاطره  خواهد شد .


نیت پنهان و حرف دل 1+5 اینست که ایران گام به گام و پیشاپیش تسلیم خواسته های به ویژه
غیر اتمی آنها شود  تا بعد ها  آنها نیز کمی از تحریم ها و تهدید ها را  بردارند و مشغول
دعوا  سر سهم خود  شوند .

با این وجود ، در نظر گرفتن چنین آینده ای دشواری برای قاطبه ملت ایران نه
موجب ترس میشود و نه تسلیم . ممکن است برخی گروه های صاحب منافع ویژه
به دست و پای غرب بیفتند ولی ملت ایران و دولتی که نماینده آنان باشد چنین
نخواهند کرد . 
اینها شعاریا ماجراجوئی نیست ، مستند به تاریخ چند ده هزار ساله
ملت بزرگ ایران است .
هم مذاکره و منطق ، هم حسن نیت و سازش منصفانه ، و هم
دفاع از میراث نیاکان خود . 
اجداد ما شاید بیش از کل جمعیت امروز ایران  جان
عزیز را  فدای دفاع  از این سرزمین کرده اند و این سابقه جزو ذات یا به گفته
امروزی کد  ژنتیک  ما شده .

رشید دمهری

جمعه ۲۴ آبان  ۱۳۹۲

و این یک گوشه از اینکه اصل ماجرا اتم نیست ، از رویتر  :

کارشکنی فرانسه در مذاکرات ربطی به مسائل هسته‌ای نداشت/پای منافع اقتصادی در میان بود

 



+ نوشته شده توسط رشید دمهری در یکشنبه نوزدهم آبان 1392 و ساعت 0:58 |
دو شنبه  13 آبان  1392


حکایت آخرین مشتاقان عضویت در اتحادیه اروپا هم شده مثل مرحله اوج روندهای بلندمدت
قیمت سهام یا هرچیزی  .  وقتی قیمت آماده برگشت بلند مدت میشود تازه  عده ای دیر آمده  و
خرده پا سر و کله میشکنند که وارد شوند .
سربستان ، مولداوی ،گرجستان  ، لهستان ، مجارستان و چند تای دیگر و از همه سابقه دارترشان
ترکیه سعی میکنند به هر سازی که اتحادیه اروپا میزند برقصند تا شاید به  به فضای عطر آگین
اتحادیه اروپا باشد  وارد شوند .
به وضوح میتوان رشد پرشتاب انواع گرایشهای ضد اتحادیه و مخالف پول واحد یورو
  به ویژه در کشورهای اصلی اتحادیه مانند آلمان ، فرانسه ، ایتالیا و غیره   را مشاهده کرد . در حالیکه عمر اتحادیه اروپا و پول واحدش دارد به سر میرسد  ، تازه  کوچکترها و دیر آمده ها ساعت شماری میکنند که هر چه زودتر وارد این بهشت گم شده  شوند که اینهم  امری طبیعیست ومنطق و انگیزه خاص نورسیده ها را دارد   . این رفتار را در همه جا میتوان دید . مثلآ اغلب آنهائی که عمری در تهران بوده اند نگرانند و اگر بتوانند میخواهند از این شهر خارج شوند یا شده اند در حالیکه بسیاری از جوانان شهرستانی  و روستائی آرزوی رسیدن به تهران را دارند .  و یا حالا که آمریکا با ورشکستگی اقتصادی و رکود چاره ناپذیر روبروست عده ای تازه به فکر یا در حال رفتن به آمریکا هستند .  همه اینها از یک قاعده
یا الگو  پیروی میکنند  وسرانجام اغلب این آخری ها ،  نصیبی جز زیان  و پشیمانی نیست  .

رشید دمهری


+ نوشته شده توسط رشید دمهری در دوشنبه سیزدهم آبان 1392 و ساعت 14:10 |
 
 ۳ شنبه ۳۱ مهر  ۱۳۹۲
 
خانم وندی شرمن  معاون وزیر خارجه آمریکا فرمایش کرده اند که در DNA ایرانیان
فریب و نیرنگ وجود دارد .  یعنی این ژن در انگلیسیها و اقوام آمریکائیشان نیست ؟
ایرانیان از هزاران سال پیش برای دفاع از سرزمین خود در درجه اول  به منطق و
خرد و اگرلازم شد به زور و اگر ناچار بودند به نیرنگ و فریب متوسل میشدند و
میشوند و تازگی هم ندارد .

از تهمتن رستم دستان و اسفندیار گرفته تا شاهان و  مردم عادی وقتی به دشمن زورشان
نمیرسید  یا به صرفه نبود بجنگند حقه میزدند . مهم دفاع از سرزمین ایرانست به هر قیمت و
اگر لازم شد با دروغ . خانم شرمن به روی مبارک نمیآورند وگرنه ملت های دیگر به ویژه
استاد و جدش انگلیس در فریبکاری و نیرنگ اگر از ما جلوتر نباشند عقب تر هم نیستند .

سخنان وندی شرمن 

وندي شرمن: فريب و نيرنگ بخشي از DNA ايرانيان است

+ نوشته شده توسط رشید دمهری در سه شنبه سی ام مهر 1392 و ساعت 19:50 |
 

این مصاحبه دیروز  مدیر عامل بورس تهران است :

مدیرعامل بورس: سودآوری شرکتها به معنی رشد شرکتها نیست/بورس با رشد منفی اقتصاد هم می تواند صعود کند

و این توصیه  آخر او  به نظر من جان مطلب است :

وی ادامه داد :  متغیرهای مختلفی مانند سود شرکت ها، تورم، رکود بازارهای دیگر، نرخ ارز، تسهیل دسترسی به بازار سرمایه، اعتمادی که بورس شده، اندازه بورس و اهمیت و جایگاه بازار سهام در اقتصاد موجب شده تا بازار سرمایه در کانون توجهات قرار بگیرد و این امر یک فرصت به شمار می رود. به طوری که سهام داران عمده می توانند از این فرصت استثنایی بازار استفاده کرد و علاوه بر تامین سهام شناور آزاد شرکت، از طریق واگذاری سهام، نسبت به تامین مالی پروژه های جدید و قدیم نیز اقدام کنند. همچنین دولت نیز می تواند از این فرصت برای واگذاری های جدید استفاده کند. )

این یعنی چه ؟

اگر دولت و سهامداران عمده سهام فروشنده
شوند خریداران چه کسانیند ؟

رشید دمهری


+ نوشته شده توسط رشید دمهری در سه شنبه سی ام مهر 1392 و ساعت 10:18 |


5 شنبه  25 مهر 1392   17 اکتبر  2013

مثل ، از این ستون به آن ستون فرجه  ، حالاشده مصداق
آسمانخراش کسر بودجه آمریکا .
سالیان سال است که این کسری مورد بحث و مشاجره در مجالس و محافل آمریکا و دنیاست .

تا بحال چندین و چند بار سقف بده کاری دولت را بالا برند که تازترینش دیروز 16 اکتبر بود .

چند ماه پیش مجلس آمریکا 16 ترلیون و خورده ای را حد اکثر سقف کسری تعیین کرد و به

دولت اوباما  تا یکی دوهفته پیش مهلت داد و  چون دیگر بودجه ای در نظر نگرفته
بودند و اجاز قرض کردن هم داده  نشده بود بخشی از دولت تعطیل و چند صد هزار نفر
خانه نشین شدند . مردم به جمهوریخواهان اعتراض کردند و در همه نظر سنجی ها
هم هواداری از حزب جمهوری خواه به شدت پائین آمد . نتیجه فشار افکار عمومی این
شد که حزب جمهوری خواه کوتاه بیاید و سقف بیشتر و مهلت دیگری داده  شود .

به واقع اکثریت مردم تکلیف هر دو حزب را معلوم کردند . مردم همواره عامل تعیین کننده
برد و باخت همه دولتها و احزاب و سیاستمدارانند . برای توده مردم آینده نگری و دورنمای
افکار و کردارشان مهم نیست ، مردم امروز و آینده نزدیک را میبینند و بیشتر تابع احساسات و
منافع روز خود هستند تا عاقبت کار . آمریکا به همه عالم و آدم بده کار است و آنهم چه بدهکاری
سرسام آوری . ولی همین عالم و آدم و دولتهایشان و صندوق بین المللی پول و بانک جهانیشان
باز هم در این دو هفته تعطیلی درخواست کردند که این بدهی ها بیشتر شود وگرنه خیال میکردند
دنیا به آخرمیرسد . در هرصورت فعلن بدهکار و طلبکار هر دو از کار خود راضیند تا روزی
که فرجام  این ماجرا فرا رسد . تا دوطرف وام گیرنده  و وام دهنده  خوشنودند مصوبه های مجلس
و
کشمکش دو حزب جمهوری خواه و دموکرات چاره کسر بودجه نیستند . این کسری مانند فشار گسلهای زلزله تا جائی که جا دارد بیشتر میشود و آنگاه اتفاقی که اغلب انتظارش را ندارند یا
جدی نمگیرند روی خواهد داد و هیچ حزبی هم  طاقت ایستادگی در برابرش را نخواهد داشت .
چرا مردم و دولتها مایلند به دولت آمریکا هر چه بیشترپول قرض دهند ؟

به اعتبار دستاوردهای اقتصادی ، نظامی و علمی و غیره ، مردم دنیا مجذوب و در واقع افسون
این کشور شده اند و دوست دارند سرمایه خود را هرچه بیشتر ببرند آنجا و هر چیزی بخرند
و از جمله اوراق قرضه دولت آمریکا .
دنیا آمریکا را امن ترین پناهگاه سرمایه میداند و
پروائی به مسائل درونیش  ندارد . دولت آمریکا هم تا کنون بهره طلبکاران را داده . ولی این
بهره نه از محل درآمد واقعی یا مازاد دخل و خرجش بلکه از محل همان قرضهای فزاینده ای
که میگیرد بهره میدهد یعنی همان روشی که
شرکتهای  کلاه بردارگلد کوئیستی و هرمی
به کار میبرند .

رشید دمهری


+ نوشته شده توسط رشید دمهری در پنجشنبه بیست و پنجم مهر 1392 و ساعت 20:24 |
دو شنبه 22 مهر  1392   14 اکتبر  2013

همینکه ایران در یکطرف میز و 1+5  در طرف دیگر قرار دارند به تنهائی گویای
توازن  تاریخی و نه امروز قدرت در سطح جهانیست  . باوجود همه برتریهای اقتصادی ،
نظامی ،
سیاسی و علمی که 1+5 در مقابل ایران دارند چگونه است که یک طرف این مسابقه
طناب کشی 6  تا از بزرگترین و نیرومند ترین کشور دنیا قرار دارند و در طرف دیگر
فقط ایران ؟

واقعیت تاریخی اینست که ایران هزاران سال تمدن و قدرت برتر جهان بود و نیاکان همین 1+5 در سایه قدرت و با بهره مند از دستاوردهای ایرانیان زندگی کرده اند . با وجود برتری فاحش قدرت امروز  1+5  بر ایران به لحاظی میتوان گفت ایران هنوز  سرمایه قدرت و غرور  تاریخی خود را
به رخ حریفان میکشد .

ساده انگاریست که تصور کنیم مشکل 1+5 با ایران بر سر اتم و این جور چیزهاست  که
حالا دلخوش یا نگران سرانجامش باشیم .
آنها در پی انقیاد ایران و بهره برداری هرچه بیشتر از سرزمین ما هستند ، آنها خواهان تسلیم ایران به ادامه  سیطره خودشان هستند و نه کمتر .
و اینکه همه آنها یک طرف میزنشسته اند برای رقابت و سهم بری  سر نعمت های سرزمین ما هست .5+1 با پیشرفت اقتصادی  و علمی و  حتا اتمی شدن ایران مشکلی ندارد ، آنها نمیخواهند ایران اختیار دار خودش باشد . آنها نمیتوانند ببینند ایران قدرتی جهانی شود و روح و روان ایرانی با آن سابقه تاریخی به کمتر از خود اختیاری و دست کم یکی از قدرتهای اول جهان شدن رضایت نمیدهد  و ما  همه شرایط مادی از آب و خاک و هوای متنوع گرفته تا موقعیت بی همتای جغرافیائی و نیروی انسانی چنین خواسته ای را دارا هستیم  . 

ولی با این اقتصاد  و اخلاق تباهی که بر جامعه امروز ما حکمروا شده ، تنها با غرور و عدالتخواهی و اتکاء به سابقه تاریخی نمیتوانیم مقابله پیروزمندانه و با ثباتی  با 1+5 داشته باشیم .
و اینکه تیم مذاکره کننده ایران  در ژنو از مهارت و خرد بالائی برخوردارند بسیار

ارزنده هست ولی تنها با دیپلماسی و منطق نمیتوان با حریفان مقابله کرد .
پشتوانه اقتصادی  نیرومند و ملتی درستکار  لازم است تا ارابه سیاست را  از میان همه
طوفانها به سلامت به جلو راند و ما در اینجا مشکل اساسی داریم و پاشنه آشیل ما همین هاست .
بدون چنین تدارکاتی  تا کی میتوانیم به شعار و
سیاست و فداکاری  مردم  و غیره متکی باشیم ؟

رشید دمهری

نوشته های این وبلاگ برای اینکه نظر نویسنده را بهتر
بیان کند اغلب
کم و زیاد و اصلاح میشود .


+ نوشته شده توسط رشید دمهری در دوشنبه بیست و دوم مهر 1392 و ساعت 20:26 |

دوشنبه 8 مهر  1392 

شاخص کل سهام بورس تهران  آنچنان رکورد میشکند که هیچ بازار دیگری به گرد پایش نمیرسد و امروز به رقم 66811 رسید .  با وجود اینکه  مطابق گزارش های مرکز آمار ایران و بعضی جاهای دیگر  اقتصاد ایران نه تنها رشد واقعی مثبت نداشته بلکه  در یکی دو سال اخیر منفی هم بوده  ، پس چطور است که سهام مرتب بالا میرود ؟
 دو انگیزه عمده تا کنون محرک این افزایش بوده ، یکی پولی و دیگری روانی .  اول عامل پولی که برهمگان روشن است و آن چاپ اسکناس بدون پشتوانه که همان زدن جیب اکثریت مردم است از راه ایجاد تورم  . دو م احساس عمومی مردم است که قیمت بورس سهام  هم آن را بازتاب میدهد .  احساس امیدواری مردم به هردلیلی به ویژه در یکسال اخیر چرخشی آشکارا مثبت پیدا کرده و نشانه عمده آن انتخاب آقای روحانی و سپس پشتیبانی از او  تا شکستن سد  رابطه با آمریکا و گفتگوی تلفنی  روحانی با باراک اوباما .
با این وجود عمودی تر شدن پر شتاب شاخص کل بورس تهران و محرک صرفآ کاغذی آن ( انتشار پول بی پشتوانه )  و توهمات امیدوارانه مردم در حالی که اقتصاد ، معیشت ، و پس انداز واقعی مردم نه بهتر بلکه خرابتر هم شده نوید پایان خوشی برای اکثریت سهام داران نمیدهد . نه تنها در ایران و دنیا تغییر اساسی مشاهده نمیشود بلکه شرایط واقعی زندگی و کار و غیره دشوارتر هم شده . به تصور من اوضاع فعلی مثل آتشی زیر خاکستر است که پدیدار شدن شعله هایش
زمان چندانی نمیبرد . امیدواری صرف در حالیکه بنیان های زندگی آهنگی معکوس دارد پیامد های دردناکی به جا میگذارد .

رشید دمهری

+ نوشته شده توسط رشید دمهری در دوشنبه هشتم مهر 1392 و ساعت 20:11 |
مکالمه تلفنی آقای حسن روحانی با باراک اوباما نشان میدهد که از اراده عمومی مردم نمیتوان سرپیچی کرد .ملت ایران با وجود ضربه های سختی که از آمریکا خورده هیچگاه خصومت عمیق و بادوامی با آن کشور نداشته و این ریشه در تاریخ روابط این دو کشور دارد . سیاستمدار و دولتمرد عاقل به اراده مردم روی خوش نشان میدهد و برای خودش اعتبار میخرد . در سیصد سال اخیر  ملت ایران دو دشمن واقعی و عمده داشته ، یکی انگلیس و دیگری روسیه . جدا کردن به زور  بیش از ده استان ایران و کشتار فراوان ایرانیان توسط این دو قدرت سند واقعی خصومت  یا بد گمانی تاریخی ایرانیان با آنهاست .

با این گفتگوی تلفنی هنوز هیچ مشکلی در روابط دو کشور حل نشده ولی نفس ارتباط به خودی خود پیشرفتی بزرگ برای هر دو ملت ایران و آمریکاست .ارتباط مستقیم ، دست واسطه های امتیاز خواه را از روابط ایران و آمریکا کوتاه میکند . بی تردید نیروهای تنگ نظر یا بد خواه دو کشور  بیکار نخواهند نشست . اینکه در آینده کدام جبهه پیروز شود باز هم به تداوم جنبش صلح خواهی مردمان دو کشور بستگی دارد .

رشید دمهری

+ نوشته شده توسط رشید دمهری در شنبه ششم مهر 1392 و ساعت 19:37 |

چه آشفته بازاری شده ! مردم به کل سرگردان شده اند ، نه آرام دارند و نه قرار .
 یک روز دلار یا ملک و هر چیز و ناچیزی را میخرند که پولشان آب نرود روز دیگر باز به همین دلیل میفروشند و بسیاری از هر دو سر زیان میبینند  . همه از مقامات عالیه گرفته تا مردم عادی شده اند همه کاره و همه فن حریف .  نه قانونی نه قاعده ای ، نه وظیفه ای نه تقسیم کاری و نه هیچ چی .
قبلن یک رئیس بانک مرکزی داشتیم به نام محمود بهمنی و گویا کار مهم دیگری نداشت و هر روز صحبت از بالا پائین شدن نرخ ارز میکرد و میگفت چنین و چنان میکنم و مثل یک تحلیل گر قیمت ارز ، هر روز پیش بینی های درخشانی میکرد و  وعده وعید میداد  . مردم پریشانحال و بیگناه هم گوش به زنگ بودند که ببینند آقا چه میگوید ، انگار سخنانش آیه آسمانی است .  خوب چی شد ؟ جز تلاطم قیمتها و حیران کردن مردم و فلج کردن اقتصاد و بی رغبتی به کار و تولید واقعی  چی حاصل شد ؟ هزار جور زبان بازی و بگیر و ببند کردند که ظاهرآ دلار بالانرود که رفت . از چند ماه پیش تا بحال به هر دلیلی که باشد بدون ضرب و زور دلار آمده پائین .  حالا دو باره آقای سیف رئیس تازه بانک مرکزی وظیفه واقعی خودش را فراموش کرده و شروع کرده به تحلیل گری و پیشبینی قیمت ارز  .  یکی نیست بگوید به رئیس بانک مرکزی چه ارتباتی دارد که پیشبینی کند قیمت دلار یا فلان چیز چه میشود  ؟ در کدام بند از وظایف بانک مرکزی نوشته مرتب بگوئید فلان میشود یا نمیشود  ؟ انگار پیش بینی و نظریه پراکنی نوعی شهرت است  . آنها که روسای بانکهای مرکزی آمریکا ،اروپا و ژاپن هستند هرگز به خود اجازه نمیدهند در باره نوسان ارزها اظهار نظر کنند حتا اگر صد بار خبرنگارها بپرسند . ولی در ایران همه همه کاره اند . یکی هم که رئیس اتحادیه طلا است باید به مسائل صنفی اتحادیه بپردازد ولی معلوم نیست چه انگیزه ای دارد که مرتب بیاید حرفهای بی پایه و اساس و در حد عناوین رسانه ها  در باره قیمت جهانی طلا بزند .
 یکی از وظایف اصلی بانک مرکزی حفظ ارزش پول ملی است ولی بانک مرکزی ایران همه کاری کرده به جز حفظ ارزش پول . در عمل و آگاهانه بانک مرکزی به ویژه در چند سال اخیر از طریق چاپ اسکناس بدون پشتوانه جیب مردم را زده . بانک مرکزی در عمل واسطه مصادره اندوخته عمری اکثریت مردم  به نفع اقلیتی شده  .
وقتی بانک مرکزی به میل خود یا به امر بالا دستی ها تریلیون تریلیون  کاغذ به نام پول میریزد تو بازار خوب معلوم است که دارد بر خلاف وظیفه اش پول ملی را کم ارزش میکند .  بانک مرکزی با عمل نکردن به وظیفه اصلی خود که انتشار پول و وام متناسب با رشد واقعی اقتصادی باشد در نهایت کل جامعه را تباه و ویران میسازد .
اگر بانک مرکزی به کار واقعی بانکداری و امانت داری پول مردم  بپردازد و نوسان قیمت ارز به بورس واقعی که میدان کل عرضه و تقاضای ارز باشد واگذار شود همه امور مملکت و مردم سامان خواهد گرفت . اگر برای ارز و هر کالائی بورس واقعی به وجود آید قیمتها هر نوسانی که بکنند در نهایت به نفع مردم و کشور است . متآسفانه در صورت ادامه  سیستم پولی و بانکداری ویرانگر موجود ، چیزی جز آینده ای دهشتناک برای مردم و کشور در تصور من نمیگنجد .

رشید دمهری
 
 
 
 

+ نوشته شده توسط رشید دمهری در پنجشنبه چهارم مهر 1392 و ساعت 22:26 |

شنبه 30 شهریور  1392

جامعه به صورت دوره ای ( سیکلی )  تغییر  رویه میدهد .  این دگرگونی از  بهتر یا بدتر شدن
شرایط اقتصادی مردم سرچشمه میگیرد که منجر به تغییری در افکار ، احساسات ، و رفتار مردم میشود .

یک نمونه تغییر روان مردم که منجر به شیوه کنونی مملکت داری آقای روحانی شده هم اکنون در جریان است . مردم از افکار و اعمال بی پروا و  ماجرا جویانه  دولت احمدی نژاد  به تنگ آمدند و به سمت مخالف آن رفتند .این یکی از گامهای به نسبه مثبت در روند بلند مدت منفی در تاریخ ایران است .
مردم به طور مقطعی هم که شده پیامد های خطر ناک بی بند و باری و شعارهای بلند بالای دولت قبلی  و نتیجه خردکننده اش را که تورم و انواع فسادهای سربه فلک گذاشته باشد حس کردند و فرمان سیاست را به سمت دیگری چرخاندند . جامعه به جای کینه جوئی و پرخاشگری چهره مسالمت جو  را به  گردانندگان داخلی و جهانیان نشان داد .
در مردم  تغییر بنیادی روی نداده و میشود گفت از طرفی رمیده  به جانب دیگر پناه آوردند ولی این هم به نوبه خود نوعی خرد هست . دست کم
آقای روحانی آداب سخن را میداند و احترام به سلایق متفاوت و به حساب آوردن آنها در نزد او و تیم همراهش مشاهده میشود . به هر حال آقای روحانی بسیاری از مشخصات فرهنگ ، خرد  ، و تیز هوشی ایرانی را دارد و این برای افکار عمومی دنیا قابل فهم است.

به لحاظ تاریخی هنور ملت ایران وارد مرحله پایدار اندیشه و کردار مثبت نشده و این تغییرات ناپایدار سیاسی مصداق : از این ستون به آن ستون فرج است ، میباشد . رفتار سلطه جویانه غرب و  دنیا هم عوض نشده و نخواهد شد ولی آنها هم مجبورند گاهی مکث کنند .

همین رویکرد  مصالحه جویانه مردم که در اصل حاصل فشار  بر معیشت خودشان بوده اثرات ناگزیر خودش را هم داشه و دارد . یکی از از نتایج  این موج تغییر  ، کاهش قیمت و یا توقف قیمت دارائی های عمده مانند دلار ، مسکن و طلا میباشد . امکان مذاکره مستقیم با آمریکا و کاهش بعضی تحریمها و در مجموع بهبود موضع ایران در افکار عمومی جهان پیامد های دیگر همان چرخش سیاسی ملت ایران است .در عمل هیچ چیز اساسی نه در ایران و نه در دنیا تغییر نکرده  ولی مثل رفتار  نمودار قیمتها ، در هر روند اجتماعی خرابی ، مراحل کوتاه مدت آبادی هم وجود دارد . یک ضرب خراب یا یک ضرب آباد وجود ندارد مگر در خیالات ما .جامعه نیاز دارد که هر چند وقت یکبار نفسی تازه کند ، از نو خود و آینده اش را ارزیابی کند .

رشید دمهری

+ نوشته شده توسط رشید دمهری در شنبه سی ام شهریور 1392 و ساعت 21:44 |
یکشنبه 24  شهریور 1392      15 سپتامبر  2013

در این اواخر اوباما و دوستان اروپائیش و برخی هم دستان منطقه ای مانند ترکیه به گونه ای شتابان آهنگ جنگ با سوریه را نواختند ولی افکار عمومی مخالف در همه جا  سرانجام غرب را وادار به عقب نشینی کرد هرچند جناب اردوغان هنوز کاسه
داغ تر از آش است .

زمامداران میتوانند افکار عمومی را  برای مدتی نادیده بگیرند و لی اگر افکار عمومی
تداوم  و شتاب پیدا کند هیچکس قادر به مقابله با آن نخواهد بود مگر جان برکف باشد
و از خیر زمامداری گذشته باشد .
حالا ورق ها به زور همان افکار عمومی ملتها به سرعت برگشت و  سیاستمداران هم  به ناچار راه مصالحه موقت در پیش گرفتند . جواب آن تندروی و تکروی آمریکا و رفقایش همین عقب نشینی و مدارای اجباری است .
ولی علل بنیادی جنگ جوئی غرب که همان بحران اقتصادی و اجتماعی است
همچنان پا برجاست و روز به روز وخیم تر هم میشود  ولی تا اوج وخامت هنوز
کمی فاصله دارد .
از نگاه من ، توجه به حرکت شاخص های سهام آمریکا بهترین نشانگر یا دماسنج جنگ و صلح است . هر چند که در مجموع شاخص های سهام آمریکا از یک ماه و نیم پیش رو به پائین بوده ولی این کاهش نه پرشتاب بوده و نه نشانه های کاهش با دوام را دارد . البته طول و تفسیر رابطه جنگ وصلح و افزایش و کاهش شاخص های سهام و رابطه هر دو اینها با بحران اقتصای فراوان است که در این نوشته نمیگنجد .
آنگاه که شاخص داو جونز و بقیه هم قطارانش شروع به ریزش پرشتاب و ممتد کردند دو باره سر و کله جنگ و جنگ طلبی پیدا میشود .  فعلن یک استراحت کوتاه و تجدید قوا و تدارک بیشتر و سنجیده تر برای همه طرفها ضروری شده ضمن اینکه دعوای خانگی  سر کسر بودجه آمریکا هم دو باره شروع شده .

رشید دمهری

+ نوشته شده توسط رشید دمهری در یکشنبه بیست و چهارم شهریور 1392 و ساعت 0:55 |
جمعه 22  شهریور 1392    13 سپتامبر  2013

روسیه به دولت سوریه پیشنهاد داد سلاح های شیمیائی خود را تحت نظارت بین المللی قرار دهد و سوریه پذیرفت .  حالا روسیه مثل وکیل خود خوانده سوریه با آمریکا که انگار نماینده مخالفان دولت سوریه است دارند بر سر جزئیات این قضیه گفتگو میکنند . پس خود دولت و ملت و مخالفین سوریه چه کاره اند ؟

برای روسیه و همچنین آمریکا به استناد رفتارهای گذشته آنها نه ملت ، نه دولت
و نه مخلفین اهمیت واقعی ندارند زیرا نه همسوئی فرهنگی و دینی و غیره با مردم سوریه دارند و نه خویشاوندی نژادی و تاریخی و نه منافع و مصالح همسایگی . در این وسط روسیه میخواهد یک چیزی گیر خودش بیاید و آمریکا  ثابت کند هنوز ابر قدرت است .  باز هم روسیه ، دست کم سودی از طرفین قضیه نصیبش میشود ولی آمریکا چی که از همه طرف جز ضرر  بهره ای نمیبرد .

باور کردنی نیست که ابرقدرت دنیا ده سال در عراق بجنگد ، تریلیون ها دلار خرج کند ، چهار پنج هزار کشته و دو چندانش معلول جسمی و روانی بدهد  و عاقبت هیچ چی دستش را نگیرد و تازه بنفع ایران هم تمام شود !  اگر این بیخردی یا بیماری قدرت آمریکا نیست چه هست ؟

روسیه هم اگر حقه ای در کارش نبود میگفت ما پیشنهاد دادیم ، آنها پذیرفتند ، حالا سازمان ملل به عنوان نماینده ملل دنیا بفرماید با دولت سوریه بر سر چگونگی آن مذاکره کند .

رشید دمهری


+ نوشته شده توسط رشید دمهری در جمعه بیست و دوم شهریور 1392 و ساعت 23:46 |
شنبه  16 شهریور 1392   7 سپتامبر  2013

آمریکا به عنوان سردمدار یا قهرمان آنچه تمدن غرب نامیده میشود مجبور است برای حفظ حیات این نظام اقتصادی ، سیاسی ،  و فرهنگی بجنگد . آمریکا محصول این تمدن با همه خوبی و بدیهایش هست .
همه مردم دنیا در ساختن و پرداختن آمریکا نقش بازی کرده اند و به سهم خود خواهان برآورده شدن منویات متناقض شان  توسط این ابر قدرت  شده اند .  آمریکا مصول ویژه  این دنیای به اوج رسیده است . عنوان کشور و ملت را به  آمریکا اهدا کرده اند وگرنه حتا اسمش هم ایالات متحد آمریکا است که قانونن هر وقت بخواهند میتوانند از هم  جدا شوند . به همین خاطر است که اراده ملی و منافع ملی و سیاست خارجی و داخلی معنا دار و منسجمی در آمریکا یافت نمیشود . آمریکا را میتوان مجمع الجزایر یا کلکسیونی از هفت رنگ هفتاد و دوملت دنیا دانست .
جائیست که هر ملت و نژاد و طایفه ای ساز خود را بنفع وطن اجدادی میزنند  .  به همین  خاطر آمریکا بهشت لابی ها ست . مسابقه طناب کشی  در همه امور داخلی و خارجی آن در جریان هست که تا اینجا اغلب اروپا و اسرائیل برنده  رقابت بودند .
با این همه این قانون طبیعت است که هر عنصری که غلبه دارد از برتری خودش دفاع کند و در روزگاری هم که سیادتش به پایان  رسیده باشد  باز تتمه نیرویش را برای زنده ماندن بسیج  کند .  در تمام  عناصر جاندار و بی جان میتوان عملکرد این قانون را مشاهده کرد .  این راه کار طبیعتست که در نهایت با جنگ  تکلیف موجود رو به زوال  و نوظهور را مشخص میکند و نوع بشر هم شامل همین قانون است  .
آمریکا بطور تمام و کمال همه عناصر مرحله  پایانی نظام کنونی جهان را در خود جمع کرده .
از طرفی به اکثریت قاطع دولتها و ملتهای جهان بدهکاری
سرسام آور پولی دارد و از جانب دیگر اقتصادش دیگر جای رشد و درآمد زائی واقعی ندارد  . از ابتدای قرن بیست ویکم بانک مرکزی آمریکا دست به چاپ اسکناس و وام بی پشتوانه  بگونه ای ششدانگ زده  به امید اینکه فرجی بشود که  نشد . رشد انواع تضاد ها و نابسامانیها و تنش های داخلی  گویای ناپایداری درونی آمریکاست .  تنها چاره موقتی آمریکا  جنگ  و بدست آورد منابع  و در آمد احتمالی به اتکاء نیروی نظامی است .  البته مردم آمریکا هیچ منافعی در جنگ با کشورهای  هزاران کیلومتر دور تر از مرزشان ندارند . ولی دولت آمریکا بیشتر مجری اراده حکومت پنهان جهانی است تا مردم آمریکا . منافعی را که رهبران آمریکا از آن دم میزنند بیشتر منافع کمپانی های بزرگ است که به عنوان منافع ملی جا زده میشود .
از اینها گذشته تجهیزات و سازمان نظامی آمریکا با همه نوآوری هایش امروزه  دیگر کارائی ندارد . 
در واقع ارتش  امروزی به لحاظ ابزار و نه اهداف و شیوه رفتار همان است که سازمانهای تروریست و در رآس آنها القاعده دارند . این گونه گروهک های نظامی به مراتب کارائی بیشتری از ارتشهای بزرگ دنیا دارند .  این مطلب چون و چرای فراوان دارد  که بماند برای بعد . ناکام ماندن آمریکا در ویتنام و سپس در عراق و افغانستان و همچنین اسرائیل در لبنان گواه است که این ارتشهای منظم  مربوط  به عهد سابق هستند  و توانائی مبارزه با ارتشهای نامرئی امروزی را ندارند .
با این وجود  آمریکا و دوستان دیگرش در سوریه و جاهای دیگر وارد جنگ خواهند شد و تا
شکستهای بزرگتر ی نخورند  به سرنوشت خود تسلیم نخواهند شد  .

رشید دمهری
 
 


+ نوشته شده توسط رشید دمهری در شنبه شانزدهم شهریور 1392 و ساعت 22:7 |

 

انگلیسی ها بسیاز زیرک تشریف دارند . دو بهم زنی هم که شیوه همیشگی شان است . اگر به خبرهای چند ماه اخیر توجه کنیم مشاهده میشود انگلستان حرارت بیشتری برای حمله به سوریه از خود نشان میداد و مشوق آمریکا برای ایفای نقش اصلی در این ماجرا است .
حالا که جو سازی صورت گرفته استاد با یک گریز قانونی و توجیه پذیر خود را کنار کشیده و منتظر میماند تا وقت بهره برداری برسد . گویا خیالشان راحت شده که آمریکا در دام حمله به سوریه افتاده . از این بهتر نمیشود . آمریکا مانند دفعات قبل هم زیان بیشتری میبیند و هم بدنام تر میشود و برای انگلیس چی بهتر از این .

انواع اختلافات و رقابتها در منطقه وجود  . یکی از مهمترین آنها رقابت و حتا نوعی جنگ پنهان انگلیس با آمریکا بوده و هست . انگلستان دوست دارد که آمریکا تنها اهرم اعمال زور او باشد و هیچگاه قدرت جهانی عمده در منطقه خاورمیانه نباشد .  طرح از انگلیس ، اجرا و هزینه و پیامد های ناگوارش با آمریکا . و با هر نیرنگی که باشد تا کنون توانسه به این امر جامه عمل بپوشد .

پیوندهای زیر خود گویای زیرکی انگلیس و ساده لوحی آمریکاست :

مجلس عوام انگلیس به مداخله نظامی در سوریه رای منفی داد

وزیر دفاع انگلیس تاکید کرد که این کشور در هیچ اقدام نظامی علیه سوریه مشارکت نخواهد کرد.

آمریکا در اقدام نظامی علیه سوریه تنها ماند/ اوباما: منافع ما در خطر است

هیگل: آمریکا همچنان به دنبال ائتلاف بین‌المللی برای پاسخ سوریه است

رشید دمهری

 

 

 

+ نوشته شده توسط رشید دمهری در جمعه هشتم شهریور 1392 و ساعت 10:8 |